نامزد بازنشسته کارگزاران و پایتختی که شهردار پای کار می خواهد

[ad_1]

نامزد بازنشسته کارگزاران و پایتختی که شهردار پای کار می خواهد

اعضای شورای شهر جدید، محمد علی نجفی (عضو مرکزیت کارگزاران) را نامزد شهرداری تهران کردند. دو روز قبل حسین مرعشی (سخنگوی کارگزاران) گفته بود “ترجیح ما نجفی است، هر چند که عارف ( رئیس اسمی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان) ترجیح می دهد فردی نزدیک به وی شهردار شود”. اکنون پروژه مهندسی شده کارگزاران به مرحله […]

اعضای شورای شهر جدید، محمد علی نجفی (عضو مرکزیت کارگزاران) را نامزد شهرداری تهران کردند. دو روز قبل حسین مرعشی (سخنگوی کارگزاران) گفته بود “ترجیح ما نجفی است، هر چند که عارف ( رئیس اسمی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان) ترجیح می دهد فردی نزدیک به وی شهردار شود”.

اکنون پروژه مهندسی شده کارگزاران به مرحله پایانی رسیده است. روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد ماه گذشته فاش کرد که کرباسچی از برخی نامزدها برای قرار گرفتن در لیست امید ، ۲ میلیارد تومان مطالبه کرده است.

بعدها عارف با لحنی آمیخته به بغض گفت که هرچند رئیس شورای سیاستگذاری بوده اما در دو روز آخر، در جریان تهیه فهرست ۴۲ نفره ( از بین ۷۰۰ نفر ) برای معرفی ۲۱ نفر نهایی قرار گرفته است. کسانی مانند منتجب نیا نیز فاش کردند که تیم ۵-۴ نفره پشت پرده، حتی خاتمی را هم مقابل عمل انجام شده قرار داده است.

شورای شهر پنجم هنوز تشکیل نشده، با حاشیه های فراوان روبرو شده است، برخلاف شورای شهر اول تهران که آن هم اصلاح طلب ( دو طیف ۷ و ۸ نفره ) بود و پس از دو سال به مشاجره و بن بست رسید و توسط دولت اصلاحات منحل شد. اکنون شورای جدید درحالی که رسما آغاز به کار نکرده، محمد علی نجفی را نامزد شهرداری پایتخت و مسئولیت اجرایی سنگین آن کرده است.

نجفی در همین چند سال اخیر، در کار اجرایی ثبات از خود نشان نداده است. وی ۲۶ مرداد سال ۹۲ به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب شد. اما ۱۰ بهمن ۹۲ استعفا داد و علت را #بیماری_قلبی و توصیه پزشکان به نپذیرفتن کار اجرایی خواند. البته آقای روحانی همان روز استعفا، نجفی را به عنوان مشاور خود و دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی کشور منصوب کرد که گویا از نگاه روحانی موفق نبود و گرنه برای دولت جدید ابقا می شد. او پس از استیضاح فرجی دانا، مدتی هم سرپرست وزارت علوم بود.

حالا تیم کرباسچی-مرعشی و کارگزاران به حداکثر غیمت در مهره چینی شورای شهر می رسند. اما برای مردم پایتخت مهم است که بدانند مدیر ناکام میراث فرهنگی ( حامی ترویج قلیان به ویژه برای بانوان و دیگر هیچ!) و دبیر ناموفق ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، چه کاری از دستش در مسئولیت سنگین شهرداری بر می آید؟ به ویژه اینکه او از ۴ سال قبل، به خاطر بیماری قلبی از کار اجرایی منع شده و بعید است در این چهار سال جوانتر شده باشد! او حالا ۶۶ ساله ، و نامناسب برای کار اجرایی میدانی شبانه روز است. منطقاعملکرد شهردار جدید با کارنامه پرکار و تقریبا موفق قالیباف مقایسه خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

#مناسبتی / به مناسبت فتح #آندلس توسط مسلمانان(92ق)

[ad_1]

#مناسبتی / به مناسبت فتح #آندلس توسط مسلمانان(92ق)

? #درس و #عبرت آندلس در سال های پایانی قرن اول هجری فتح گردید و به یک سرزمین اسلامی تبدیل شد و پس از هشتصد سال از دست مسلمین خارج گشت، به گونه ای که اکنون فقط ۸/۰ درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند. این ظهور و غروب اسلامی در یک کشور اروپایی […]

? #درس و #عبرت

آندلس در سال های پایانی قرن اول هجری فتح گردید و به یک سرزمین اسلامی تبدیل شد و پس از هشتصد سال از دست مسلمین خارج گشت، به گونه ای که اکنون فقط ۸/۰ درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند.

این ظهور و غروب اسلامی در یک کشور اروپایی در بردارنده #درس ها و #عبرت های فراوانی برای مسلمانان امروز و به ویژه برای مردم مسلمان و انقلابی #ایران می باشد.

فتح آندلس مسیحی توسط مسلمانان برای مسیحیان بسیار گران تمام شد و بر همین اساس، فکر شکست دادن مسلمین، لحظه ای از سر زمام داران مسیحی خارج نگشت. شکست راهبردهای مختلف مسیحیان علیه مسلمانان، آنها را به سمت گشودن جبهه فرهنگی و ترویج فساد، فحشا و بی بندو باری سوق داد.

راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:

مرحله اول: تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه های مسیحیت با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی.

مرحله دوم: نفوذ در امر حیاتی و مهم تعلیم و تربیت جوانان مسلمان از طریق گرفتن امتیاز باز کردن مدارس مجانی با هدف تعلیم مطالب انحرافی و القای شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاری با مسلمین با هدف ترویج فساد و بی بند و باری در زمام داران و به ویژه جوانان مسلمان اندلس.

نتیجه مراحل سه گانه مذکور که جملگی یک راهبرد اساسی برای فروپاشی اندلس اسلامی و خارج کردن این سرزمین از دست مسلمانان بود، تخدیر افکار و اندیشه های مسلمانان بود.

وضعیت فرهنگی اجتماعی ایجاد شده در اندلس اسلامی، این گونه در کتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشریح شده است:

۱⃣ می خوارگی که در گذشته در میان مردم عیاش اندلس به طور خفا انجام می شد، یک عمل عمومی و علنی گردید و چون طبقه تحصیل کرده و به اصطلاح روشن فکر مردم اندلس آن روز در این عمل پیش قدم بودند، لذا شراب خوارگی و می گساری کردن نشانه تجدد و روشن فکری گردیده و هر کس از این عمل اجتناب می کرد، کهنه پرست و خرافی نامیده می شد.

۲⃣ جوانان می گسار و بی بند و بار، روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و احمق ودور از تمدن خواندند.

۳⃣ لباس ساده خود را که نشانه صبر و تحمل و کار و فعالیت و کوشش بود از تن در آورده و لباس حماقت و تکبر و زشت سیرتان، یعنی جامه تن پروری را به تن کردند.

۴⃣ مسجد و جوامع مذهبی در انحصار پیرمردان و پیرزنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو کاری نبود.

۵⃣ دختران زیبا و طناز اروپایی که در همه جا مأمور دلربایی از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمامتر ماموریت خود را انجام دادند و در نتیجه جوانان مسلمان تا نیمه های شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.

بین جامعه امروز و آندلسی که از دست مسلمانان خارج شد شباهتی نمی بینید؟؟!!
 آیا آندلسی دیگر در راه نیست؟؟!!
هوشیار باشیم…

[ad_2]

لینک منبع

موضوع بررسی قرادادهای نفتی یکی از وظائف هیات است / فقط فرمایشات رسانه ای مطرح میشود

[ad_1]

موضوع بررسی قرادادهای نفتی یکی از وظائف هیات است / فقط فرمایشات رسانه ای مطرح میشود

غلامرضا تاجگردون نماینده ی گچساران و باشت در مورد قراردادهای نفتی در صفحه تلگرامش نوشت: جلسه هیات عالی نظارت بر نفت و مواد هیدروکربوری برگزارشد.  در این جلسه موضوع بررسی قرادادهای نفتی منجمله قرارداد با توتال اغازشد. این موضوع یکی از وظائف هیات است. در صحن علنی مجلس و کمیسیون از نمایندگان عزیز و منتقدین […]

غلامرضا تاجگردون نماینده ی گچساران و باشت در مورد قراردادهای نفتی در صفحه تلگرامش نوشت:

جلسه هیات عالی نظارت بر نفت و مواد هیدروکربوری برگزارشد.  در این جلسه موضوع بررسی قرادادهای نفتی منجمله قرارداد با توتال اغازشد.

این موضوع یکی از وظائف هیات است.

در صحن علنی مجلس و کمیسیون از نمایندگان عزیز و منتقدین محترم درخواست داشتم اگر نقطه نظر مشخص و ایراد معین دارید اعلام کنید تا در این جلسه و جلسات اتی طرح کنم ولازم بود رفع ایراد ولی هیچ نکته ای به من منتقل نشد و فقط فرمایشات رسانه ای مطرح میشود.

الان هم مجدد اعلام میکنم هر عزیزی نسبت به مفاد قراردادایرادمشخص داشته باشد به من و یا رئیس محترم کمیسیون انرژی منتقل کند ودر اجراء وظایف و ماموریتم حتما طرح خواهم کرد.

[ad_2]

لینک منبع

14 تیر؛ روز قلم

[ad_1]

14 تیر؛ روز قلم

  قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. • روز قلم روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی […]

 

قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد.

• روز قلم

روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی ،به عنوان ( روز قلم ) در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید.

 

• پیشینه روز قلم
البته توجه به قلم در سرزمین ما پیشینه‌ای دیرینه دارد. سده‌ها پیش در ایران باستان، تیرگان (سیزدهم تیرماه) یکی از مهم‌ترین جشن‌های ایران باستان بوده که آیین‌های مخصوصی داشته و یکی از آن‌ها پاسداشت قلم بوده است. یکی از دلایلی که برای این جشن ذکر شده، این است که در این روز، هوشنگ، پادشاه پیشدادی ایران، نویسندگان و کاتبان را به رسمیت شناخت و آنان را گرامی داشت، مردم جشن گرفتند و آن جشن به یاد ارجمندی قلم بر جای ماند. دلیل دیگری هم که برای این جشن ثبت شده، این است که به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی، سیزدهم تیرماه، روز ستاره‌ی تیر یا عطارد است و چون عطارد، کاتب ستارگان است، می‌توان سیزدهم تیرماه را روز نویسنده نامید.

پس از انقلاب نیز نویسندگان و شاعران سرشناسی چون محمدعلی سپانلو سیزدهم تیرماه را به عنوان روز قلم و نویسنده پیشنهاد دادند، تا این‌که چهاردهم تیرماه از جانب انجمن قلم به عنوان روز قلم نام‌گذاری شد. با این حال این مناسبت هنوز چندان در میان مردم و حتی اصحاب قلم و اندیشه شناخته‌شده نیست.

 

• تاریخ نوشتن
تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می گردد و با محدود ساختن به نظام های نوشتاری مدوّن، رقمی حدود شش هزار سال پیش را نشان می دهد. این ارقام و آمارها فقط تخمینی است از سوی کاوشگران علمی، در صورتی که بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان پذیر نبوده است.

 

از جمله موادی که برای نوشتن به کار می رفته سنگ، چوب، پوست حیوانات، برگ درختان، استخوان، موم، ابریشم، پنبه و کاغذ را می توان نام برد. در طول تاریخ، نوشتن به دو صورت بوده است: یک دسته خطوطی را در برمی گرفت که با استفاده از ابزارهای تیز چون سوزن، چاقو و… نوشتاری، کنده کاری می شد. دسته دیگر شامل خطوطی است که به وسیله قلم پر، قلم نی، قلم مو و… و با استفاده از جوهر بر سطح ماده نوشتاری ترسیم می گردید. گفتنی است نسخه برداری از نوشته ای بر سنگ یا فلز به طور منطقی، در نهایت به اختراع چاپ انجامید.

 

• قلم چیست؟
قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. هرگونه رشد و پیشرفت، پیروزی و آرامش و معرفت و شناخت، ریشه در قلم دارد. تمدن ها، تجربه های تلخ و شیرین و علوم با نوشتن ماندگار می شوند.

هر کس می تواند قلمی را بین انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را از مخیله صاحب انگشت تراوش می کند، بنویسد. قلم، تخریب می کند. می سازد. واقعیت ها را آشکار می کند. آشکارها را نهان می کند. به واقع قلم، معجزه ای جاودان است.

 

قلم مدرن
در آغاز قرن بیستم، کسی این تردید را به خود راه نمی داد که قلم و کاغذ را مهم ترین و مؤثرترین ابزار ذخیره سازی اطلاعات بداند؛ زیرا در آن زمان جوامع از نظر اقتصادی و فکری به جامعه های کاغذ مدار تبدیل شده بود. اما پایه های این باور پس از چندی به لرزه درآمد و با ظهور رایانه، رشد سریع فناوری اطلاعات، تلویزیون، استفاده های گوناگون از میکرو فیلم، میکرو فیش و ابزارهای الکتریکی، برتری بی رقیب کاغذ و قلم سنتی، به طور جدی به مبارزه طلبیده شد.

 

سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گویاترین شاهد بر شرافت و قداست آن است

 

همان طور که در طول تاریخ، شکل ظاهری قلم عوض می شده است، روز به روز همراه با صنعت رو به رشد نیز تغییر می کند. اگر چه هنوز کتاب خانه های الکترونیکی و اداره های بدون کاغذ و قلم و جامعه های بدون کتاب نیامده است و شاید هرگز نیاید، ولی موقعیت ابزار و مواد نوشتنی از بنیاد دگرگون شده است. این دگرگونی در ظاهر قلم ها و نوشته ها، نه تنها از ارزش قلم و صاحبان آن نمی کاهد، بلکه به دلیل انتقال لحظه ای نوشته ها، هرآینه مسئولیت و وظیفه قلم را صدچندان می کند.

 

جایگاه قلم در اسلام
سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گویاترین شاهد بر شرافت و قداست آن است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه نویسند.» در جایی که خداوند، صاحب هستی به آفریده ای از آفریده های خود قسم یاد می کند، بشر در چه جایگاهی می تواند از ارج و منزلت آن سخن براند. در نخستین ارتباط وحیانی رسول خدا صلی الله علیه و آله با مبدأ هستی در غار حرا، سخن از قلم به میان می آید، تا جایی که خداوند خود را این گونه معرفی می کند: «الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ آن که با قلم آموخت.»

 

با سیری در زندگی پیامبر و امامان علیهم السلام می توان توجه و اهتمام عملی به نوشتن را از متن سیره آنان دریافت. این قدرشناسی به حدی بود که گاه موجب آزادی اسیران کفار می گشت. در صدر اسلام، پس از پایان برخی جنگ ها، پیامبر دستور می فرمود اسیرانی که به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزند، آزاد شوند. این عمل در جامعه محروم از تمدن آن دوره، زیباترین و مؤثرترین پیام برای ارج نهادن به جایگاه قلم و علم بوده و هست.

 

امتیازهای قلم
«قلم» سه امتیاز دارد که در «بیان» آن‏ها را نمی‏ بینیم:
۱٫ باقی بودن:
سخن فرار می‏ کند و نوشته باقی است. امیر مؤمنان علی علیه‏السلام در سخن جالبی می ‏فرماید: «دانش را با نوشتن در بند کنید» تا باقی بماند و از کفتان نرود.

 

۲٫ دقیق بودن:
بیان و سخن معمولاً دقیق نیست. اگر قرار بود کتابی که هزار سال پیش نوشته شده، زبانی به ما می ‏رسید و در جایی نوشته نمی ‏شد، هیچ گاه به طور دقیق به ما نمی‏ رسید و در واقع ما کتاب دیگری را پیش روی خود می ‏دیدیم.

 

۳٫ عمیق بودن:
مطالب نوشته عمیق و فکر شده است؛ در حالی که به طور معمول سخنان، بدون تأمل گفته می ‏شود و کم محتواست. نویسندگان گاه یک ساعت فکر می ‏کنند و یک خط می‏ نویسند، ولی در سخن نمی ‏توان آن دقت را رعایت کرد.
علامه طبرسی رحمه الله علیه در این مورد می ‏نویسد:«بیان دو گونه است: بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان، با گذشت زمان کهنه می ‏شود و از بین می‏ رود، ولی بیان قلم تا ابد باقی است».

[ad_2]

لینک منبع

نظام پارلمانی و دولت ائتلافی در ایران

[ad_1]

قرآن کریم انسان ها را براساس دوست داشتن و یاری خداوند و شیطان به دو حزب ؛ الله و شیطان تقسیم می کند.از نگاه دینی ، این دو حزب همواره در تقابل بایکدیگر هستند.

دنیای غرب ، خاستگاه احزاب امروزی است.تحزب برای جابجایی قدرت در فرهنگ سیاسی ، جایگاه محوری دارد.در نگاه دینی این پدیده سیاسی ، سهل و ممتنع است و برای ارزیابی آن باید دید چه تاثیری بر ترکیب یا تجزیه نیروهای سیاسی جامعه دارد و این که حقیقت در بزنگاه به خطر افتادن منافع حزبی ، استوار می ماند؟!

نگاه عرفی به دین و آزادی در مکتب لیبرال دمکراسی غربی مفروض اصلی است.اما در مکتب اسلام ، اصل محوری “و اعتصموا به حبل الله جمیعا و لاتفرقوا” بر وحدت در جامعه اسلامی دلالت دارد.

تمامی انبیا ، امامان و اولیای الهی بر دو اصل توحید و بازگشت به سوی خداوند تاکید داشته اند.انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) با رهیافت جدیدی ، پا به عرصه سیاسی جهان گذاشت.

دو اصل بنیادین “نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی” و “استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی” ثمره مجاهدت های مردم بوده است.در دهه اول ، تاسیس و انحلال حزب فراگیر جمهوری اسلامی بزرگ ترین رویداد برای حزب گرایی در ایران معاصر بشمار می رود.پس از آن دوگانه سازی های سیاسی آغاز می شود.

شروع این بازی حزبی به انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی بازمی گردد که اکنون پس از گذشت سه دهه ، وارد مرحله رویارویی دوقطبی تمام عیار در آشفته بازار سیاست داخلی کشورمان شده است.

انقلاب اسلامی که انتظار می رفت پویایی و راه حل های مناسبی برای بشر غرق شده در ظواهر مادی داشته باشد متاسفانه به انفعال درآمده است.برای مثال ، تحزب را یکی در داخل برای فرار از اتهامات حقوق بشری جهان غرب برمی تابد و دیگری آن را نسخه شفابخش می داند.احزاب ، میراث مشترک بشریت نیستند که ما بدون توجه به آموزه های خودی و بومی سازی ، فلسفه آن را دربست بپذیریم.

نظام پارلمانی و نظام ریاستی از اشکال رایج حکومتی هستند که با هم تفاوت های اساسی دارند.در نظام پارلمانی ، مجلس واسطه بین مردم و دولت است و انتخاب مستقیم رئیس جمهور در نظام ریاستی به انتخاب غیرمستقیم تبدیل می شود.

تعداد کرسی های احزاب در قوه مقننه ، تعیین کننده میزان سهم آنان در دولت است.

اگر در نظام پارلمانی ، تشکیلات حزبی حکومت بر احزاب متعددی متکی باشد و در انتخابات پارلمان حزب غالبی وجود نداشته باشد در آن صورت ، احزاب با توجه به تعداد کرسی های کسب شده در دولت سهم دارند و دولت ائتلافی شکل می گیرد.

حال سوال این است که در ایران پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی و شکل گیری دوازده دولت با شعارها و کارکردهای متفاوت ، روی آوری به نظام پارلمانی و کنار گذاشتن نظام ریاستی چه نتایجی دارد؟

در صورت اجماع ملی بر سر لزوم چندگانگی حوزه سیاست در ایران و وجوب نظام پارلمانی در آن و احتمال شکل گیری دولت های ائتلافی ، از آن پس ساختار اداری در کشور چه وضعیتی پیدا می کند؟

حزب جمهور اسلامی و تقابل نه شرقی ، نه غربی

احزاب در مشرق زمین الگوی بومی ندارند.احزاب سوسیالیستی تنها وجه مشترک کنش گری حزبی در بین کشورهای شرقی و غربی است.حزب جمهوری اسلامی در ایران به عنوان تنها حزب فراگیر در سال های اول انقلاب اسلامی به دلیل  اختلافات درونی رهبران آن نتوانست از خود هویت حزبی موردانتظار و منحصربفردی ارایه دهد که نماینده تحزب اسلامی در جهان دوقطبی باشد.

گرچه طرح داشتن حزب واحد فراگیر از همان ابتدا ، نظام نوپای اسلامی را با تنگنا و انگ اتهام هایی مانند تمامیت خواهی و خودکامگی نظام های استبدادی مواجه می ساخت اما اگر درست اجرا    می شد و مردم همان آموزه های دینی را که از امامان معصوم علیهم السلام در حکومت اسلامی می شناختند در زندگی عملی سیاستمداران انقلابی نیز می دیدند و کار تشکیلاتی و الگوسازی در جامعه به خوبی انجام می شد کارنامه تحزب در آن سال ها ناموفق نمی شد.

انحلال حزب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۶ پایانی بود بر مدل حکومت تک حزبی و حزب فراگیر و اتفاق نامبارکی بود که دوگانه سازی جامعه در آن زمان و دوقطبی شدن مردم در این زمان از پیامدهای آن است.پوپولیسم قطبی در ایران پدیده ای است که با هواداری حزبی تفاوت اساسی دارد.

مردم در اردوگاه اصلاح طلبی و اصول گرایی خیلی فرقی از نظر روش شناسی سیاسی باهم ندارند.اشخاص مرجع افکارشان هستند و به داشتن تحلیل های انقلابی کاری ندارند.

اشخاص جای هر تحلیل فردی را گرفته اند و عوام فریبی بیداد می کند.انتخاب درست اصلاً معنا ندارد هرچه اشخاص خاص در این بزنگاه های سیاسی بگویند همان حقیقت است و نیاز به تحقیق و راستی آزمایی ندارد.نه تنها در سه دهه اخیر ، رقابت های دوحزبی در ایران به معنای حرفه ای آن مشاهده نشده بلکه بیشتر به دوئیت قرآنی و حق و باطل خواندن یکدیگر نزدیک شده اند.معنای دیگر این عبارت آن است که آنها در مقاطع خطیری که جامعه بیش از هر زمان به هدایت و انسجام ملی نیاز دارد دیگری را تکفیر     می کنند.

درحالی که در نظام های دوحزبی ، دعوا بر سر اصول نیست بلکه تفاوت در برنامه های کاری است.برای مثال ، جمهوری خواهان و دمکرات ها در آمریکا هر دو به جهانی برپایه ارزش های آمریکایی می اندیشند و آن را پیگیری می کنند.

درحالی که در انقلاب اسلامی با       قرائت های متفاوتی از سوی فعالان سیاسی داخلی مواجه بوده و هستیم که برآیند آنها مثبت نیست.

تحزب در ایران بیشتر نقش واگرا و کمتر     هم گرا داشته است و گروه های سیاسی خودی با نگاه جهانی دین اسلام ، برداشت هایی از عرش تا فرش دارند.

از دوگانه سازی سیاسی تا پوپولیسم قطبی در ایران 

پس از شکست تفکر تک حزبی در دهه اول انقلاب اسلامی ، در همان سال ها ظهور گروه های سیاسی خلق الساعه به صورت گسترده اتفاق      می افتد.سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ، آغازی بر سناریوی دوگانه سازی حوزه سیاست در ایران است.

اصلاح طلبی و اصول گرایی بدون این که برنامه مشخصی برای رقابت داشته باشند پا به عرصه ای می گذارند که با ماهیت نظام اسلامی در ایران که ام القرای جهان اسلام است اگر نگوییم در تضاد بودند هم آوا نیز نبودند.در سال ۱۳۷۶ ، تعریفی که از جامعه مدنی برای معرفی اصلاح طلبی ارایه می شود تعریفی دینی است.”جامعه مدنی ، همان جامعه مدینه النبی است.”اصول گرایی نیز خود را با دین مداری یکی می داند و آنچه از این نزاع دینی حاصل می شود گسترش بی ایمانی در جامعه جوان ایرانی است.

در انتخابات دوازدهم شاهد پدیده ای به نام پوپولیسم قطبی هستیم.۲۴ میلیون کسانی که به اصلاحات ، متصل هستند و ۱۶ میلیون کسانی که به حکومت دینی فکر می کنند و ۱۰ میلیون کسانی که افکار دیگری دارند. این واگرایی را نظام پارلمانی و دولت ائتلافی ، بهتر از نظام نیمه ریاستی فعلی می تواند مهار کند.

جریانات حاکم بر کشور به انسان سیاسی در مقایسه با انسان دهه اول انقلاب اسلامی بسیار متفاوت می نگرند.

شاخصه انسان انقلابی ، داشتن تحلیل های قوی فردی است و باور به این که فرد در سرنوشت جامعه تاثیر دارد و تابع محض اشخاص نیست و با انسان متکثرگرای غربی نیز متفاوت است و به حبل المتین الهی متصل است و درعین تکثر به تعداد انسان های آگاه ، وحدت طریق دارد.

درحالی که ، اکنون هر دو قطب سیاسی به اطاعت محض پیروان خود از اشخاص می اندیشند و پوپولیسم قطبی را ترویج می کنند.خودکامگی مدرن رهبران در هر دو قطب سیاسی از پیامدهای این وضعیت است.

من معتقدم برای برون رفت از این وضعیت قطبی باید با نقشه راه “سه گانه سیاست در ایران” از چپ و راست سیاسی فراتر رفته و به “نهضت مستقل ها در ایران” که در انتخابات مجلس دهم با هدف تنظیم روابط قدرت و با پیشتازی صدها رسانه در نواحی و مناطق مختلف کشور اعلام موجودیت کرده و فراگیر شده رجوع شود.

 

مجلس شورای اسلامی و نظام پارلمانی

اگر فرصت های دهه اول فوت نشده بود و دولت ها یکی پس از دیگری حزب های دولت ساخته بوجود نیاورده بودند و اکنون شاهد چندگانگی سیاسی در کشور نبودیم نظام تک حزبی پارلمانی با وجود هزینه های آن ، بهتر و با اقتدار بیشتر می توانست به انقلاب اسلامی با تمامی        آرمان های جهانی آن یاری رساند و مقدمه ای می شد برای تحقق آرمان امام راحل(ره) و برپایی حزب مستضعفان جهان اما چه فایده که اینک دیگر ، جمع کردن این همه گروه های سیاسی که از دل دولت های پس از انقلاب اسلامی بیرون آمده اند امری نزدیک به محال است.

از دوگانگی در حوزه سیاست نیز خارج شده ایم و راهی باقی نمانده جز این که به الگوی نظام چندحزبی پارلمانی خود را برسانیم.از این الگو ، لاجرم دولت ائتلافی پدید می آید.

دولت فراگیر به سبک دولت دوازدهم که داعیه دربرگیرندگی تمامی نیروهای جامعه را دارد نوعی خوش خیالی است و در عمل امکان پذیر نیست.این دولت اگر منافع ملی را در صدر خواسته های خود قرار دهد باید کابینه ای تشکیل دهد که پوشش سیاسی حداکثری و فراجناحی داشته باشد تا این که برای دوره پسادوازدهم ، نظام سیاسی بتواند چاره ای اساسی بیاندیشد.

ساختار اداری با دولت ائتلافی در شرایط نابسامان فعلی سازگارتر است تا با دولت فراگیر چرا که هیچ یک از دولت های پس از انقلاب اسلامی غیر از بهره برداری هشت ساله از مجموعه های اداری ، دیدگاه بلندمدت و زیربنایی نداشته اند و اگر تکثر در این محیط ها     بوجود آید از زیر بار یک دولت فراگیر خارج شوند باعث می شود رقابت ، شفافیت ، پاسخگویی و خیلی از مولفه های فراموش شده سازمانی به بدنه دولت ها راه یابد و مردم از این سرمایه های بلااستفاده بیت المال در ساختار اداری بهره بیشتری ببرند.

مجلس شورای اسلامی که دو ماموریت قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون را به عهده دارد ، در نظام پارلمانی به درستی در راس امور قرار می گیرد.

صندلی های پارلمانی با قاعده مندی خاصی به نمایندگان ملت داده می شود و دیگر پول های تبلیغاتی تعیین کننده برنده انتخابات نیستند و احزاب واسطه بین مردم و حکومت قرار می گیرند.این وضعیت گرچه باعث چندگانگی سیاسی می شود اما با وجود جایگاه خطیر رهبری در بلندمدت نسبت به نظام ریاستی فعلی ، کارآمدتر و بهتر است.

باتوجه به مفروضاتی که ارایه کردم این انتخاب ، راه چاره اجتناب ناپذیر و ناگزیر است.ایکاش فرصت های پیشین را از بین نبرده بودند.رابطه ایجابی یا راهبردی دولت سازندگی و حزب کارگزاران سازندگی ، دولت اصلاحات و جبهه مشارکت ایران اسلامی و دولت عدالت محور و تشکلی موسوم به یکتا همه بر وجود پایگاه دولتی احزاب در ایران گواهی می دهند.

دولت اعتدال که پدیده سیاسی جدیدی نیست و خود حاصل ائتلاف رهبران دولت های سازندگی و  اصلاحات برای غلبه بر رقیب بوده است.رابطه احزاب و دولت ها در ایران وارونه است.احزاب باید دولت ها را روی کار بیاورند و نه این که دولت ها ، احزاب را.بهتر بگویم روسای دولت ها نباید احزاب دولت ساخته و شبه دولتی داشته باشند.

تلاش شخصیت ها برای ماندگاری در قدرت باعث شده که فرصت های بسیاری از بین بروند و الان راهی جز پیروی از الگوی چندحزبی باقی نمانده است.احزاب ، خانه دارند اما انسجام ندارند.هرکدام از این جریانات سیاسی موجود را بخواهید نادیده بگیرید به اجماع ملی نمی رسید.برای این که رابطه مردم با احزاب ، احزاب با مجلس ، مجلس با دولت و رابطه همه آنها با رهبری دقیق و تعریف شده باشد نیازمند تغییراتی در قانون اساسی هستیم تا از این شرایط به خوبی عبور کنیم.

این که کسانی به فراوانی صندلی های فتح نشده مجلس فعلی و کسب سهم بیشتر می اندیشند و با نظام پارلمانی به خاطر برقرار نبودن موازنه حزبی در حال حاضر مخالفت می کنند این منطق درستی نیست و با تحلیل راهبردی موردانتظار از نظام اسلامی آن هم در این جهان متاثر از تمدن مادی غرب ، مغایرت دارد.امروز باید جامع فکر کنیم تا آیندگان نیز از آن بهره مند شوند.

[ad_2]

لینک منبع

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال 1365 را فراموش نخواهد کرد

[ad_1]

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال 1365 را فراموش نخواهد کرد

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ را فراموش نخواهد کرد زیرا در این روز دلاوران صحنه نبرد در یک حمله قهرمانانه در عملیاتی به‌نام «یا ابوالفضل العباس» در جبهه‌های جنوب حماسه آفریدند و مهران را از اسارت آزاد کردند. «یا ابوالفضل العباس(ع) ادرکنی» رمز آغاز عملیاتی به وسعت دشت پرندگان خونین بالی بود که پروازشان […]

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ را فراموش نخواهد کرد زیرا در این روز دلاوران صحنه نبرد در یک حمله قهرمانانه در عملیاتی به‌نام «یا ابوالفضل العباس» در جبهه‌های جنوب حماسه آفریدند و مهران را از اسارت آزاد کردند.

«یا ابوالفضل العباس(ع) ادرکنی» رمز آغاز عملیاتی به وسعت دشت پرندگان خونین بالی بود که پروازشان در شب دهم تیر ماه سال ۶۵ مهران را از لوث وجود دشمن بعثی آزاد کرد.

ارتفاعات «قلاویزان»،«کله قندی» و شهرکهای «منصورآباد»،«هرمزآباد» و«امامزاده سید حسن» (ع) هنوز هم پس از ۲۲ سال از زمان انجام این عملیات غرورآفرین، این ندای مقدس را در جای جای خود حفظ کرده‌اند.

انگار همین دیروز بود که شهید رضا دستواره، قیصر موسی بیگی، رحمان حسینی و حمیدرضا دستگیر شیردل و اسلحه به دست با فریاد یا ابوالفضل قلب دشمن غدار را نشانه رفتند و آنان را از سرزمین مهربانیها (مهران) بیرون راندند.

این پیروزی تا بدان حد اهمیت داشت که امام راحل در آن روز فرمودند،«مهران را هم خدا آزاد کرد» و این همان جمله‌ای بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پس از فتح«خونین شهر» بر زبان جاری کردند.

اشک شوق در چشم‌های همگان حقله زده بود و پیر و جوان و زن و مرد این دیار خندان و خوشحال به شادی و پایکوبی برآمدند تا پیروزی دلاورمردانشان را جشن بگیرند. روزهای خوب پیروزی، روزهای شیرین افتخارآفرینی، روزها و لحظات بیادماندنی از عشق و ایثار و شهامت هر لحظه‌اش دنیایی شادی را در جانها به ودیعه می‌گذارد.

توصیف لحظه لحظه آن روزها، آن خاطرات خوب پیروزی همه‌ عشق است و شوق و غرور که نشان از تاریخ پر اقتخار مردان این سرزمین دارد. مهران، سرزمین مهر و مهربانی، دیار جانبازی و جان دادگی، مشهد شهیدان، مامن مردی و مردانگی، ماندگارترین نام در تاریخ مردم ایلام و ایران است.

مهران، دیار عشق بازی و جانبازی دهها رزمند سرافراز اسلام که دست در دست هم دادند و در برابر گلوله‌های دشمن ایستادند، تا رژیم غاصب صدام نتواند یک ذره از این خاک را به اسارت گیرد.

نخلهای سوخته‌اش گواه است، دهها لاشه تانک که در مسیر جاده ایلام – مهران بر روی سکوهایی چشم انداز جاده را همچون تصویر از سالهای جنگ و دفاع مقدس در ذهن‌ها ترسیم می‌کند خود گویای لحظات تلخ و شیرین سالهای دفاع مقدس در این دیار است. هنوز هم هر روز از خاک پر گهر این دیار در منطقه عملیاتی «شرهانی»، در دشت‌های پر مین منطقه مرزی مهران و دهلران، در میان سنگرهای تخریبی، گوهری بی نام و نشان از خاک بیرون می‌آید.

آزادسازی مهران چنان غافلگیرکننده و مهم بود که رسانه‌های غربی آن روز بلافاصله آن را به منزله شکست و پایان راهبرد دفاع متحرک عراق توصیف کردند.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی در این مورد اعلام کرد: ناظران در خلیج فارس عقیده دارند که اشغال مهران توسط قوای ایرانی، شکست پذیری رژیم عراق به ویژه راهبرد نظامی جدید آن موسوم به دفاع متحرک را به اثبات رساند. عملیات آزادسازی شهر راهبردی مهران در ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ در منطقه‌ای به گستره ۱۷۵ کیلومتر مربع در دو محور جاده ایلام – مهران و جاده دهلران – مهران آغاز شد.

در این عملیات ارتفاعات «حمرین» و جاده‌های مهم مهران به ایلام و مهران به دهلران از تصرف و شعاع تیر رس دشمن خارج شد و پاسگاه‌های مرزی و شهرهای «بدره»،«زرباطیه» و جاده‌های تدارکاتی عراق نیز برای قوای بعث ناامن شد. عملیات کربلای یک علاوه بر شهر مهران به آزادسازی ارتفاعات قلاویزان، روستاهای اطراف و شهرکهای «منصور آباد»،«هرمز آباد»،«بهروزان»،«قلعه کهنه»،« فیروزآباد» و«فرخ آباد» منجر شد.

علاوه بر این پاسگاه‌های عراقی «تعان»، «محمد قاسم» و «دراجی» نیز به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.

در این عملیات نظامی ۳۹گردان از یگانهای عمل‌کننده رزمی، زرهی و مهندسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلاورانه با دشمن بعثی پیکار کردند. نیروهای سپاه اسلام در عملیات آزادسازی مهران در مجموع موفق به انهدام دو تیپ ۴ و ۵ گارد ریاست جمهوری عراق، تیپهای ۴۳۳ از لشکر ۱۷،۵۰۷،۶۶کماندویی، ۳۵،۹۳، ۱۱۳ ، ۷۱، ۷۲ از لشکر ۳۵ و دو گروهان پیاده این کشور بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد شدند.

همچنین در این عملیات تیپ ۳ گارد زرهی ریاست جمهوری، یک تیپ کماندویی ویژه، تیپهای ۷۰ زرهی، ۵۹، ۵۰۱، ۹۵ و ۲۴ مکانیزه از لشکر ۱۰ و گردانهای ۲۲۸ ، ۵۳ ، ۴۴۷توپخانه، گردان ۶ زرهی و… به میزان قابل توجهی منهدم شدند.

در عملیات کربلای ۱ همچنین بیش از ۹ هزار نفر از قوای بعثی کشته و زخمی شدند و بیش از هزار و ۲۰۰نفر نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. در این عملیات در مجموع هزار و ۱۷۰دستگاه انواع تانک، نفربر و خودرو دشمن منهدم شد و بیش از ۲۰۰ دستگاه از این ادوات و هزاران قبضه سلاح سبک و نیمه سنگین نیز به غنیمت نیروهای خودی درآمد.

در پایان این عملیات و با آزادسازی مهران و ارتفاعات مهم منطقه، چشم اندازهای جدیدی از ناتوانی در موضع آفندی (تهاجمی) و پدافندی (دفاعی) دشمن بوجود آمد که در نهایت منجر به تضعیف روحیه قوای بعثی در دیگر جبهه‌های نبرد شد.

با توجه به قرار داشتن مهران در مرکز جبهه‌های جنگ و فاصله کم آن با بغداد، این شهر برای عراق در میان مناطق در اشغال دشمن از اهمیت خاص سیاسی و تبلیغی برخوردار بود زیرا حفظ آن برای صدام به عنوان جبران شکست جبهه فاو و افزایش روحیه سربازانش جنبه حیاتی داشت.

حافظه تاریخ این دیار، آن همه دلدادگی به رهبر و سرزمین و میهن را از یاد نخواهد برد ولی با این همه، برای گرامیداشت سالروز آزادسازی مهران خبری از تهیه برنامه های تلویزیونی نیست و شاید علت فراموشی چنین روزی عدم ثبت آن در تقویم رسمی ایران باشد زیرا شاید حافظه برنامه سازانی که با مراجعه به تقویم برنامه ها را برای رسانه ملی تهیه می کنند، برای گرامیداشت چنین روزی یاری نکند و اینجا همت مسئولان مربوطه و بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس است که اقدام به ثبت چنین روزی کنند و یاد آن را گرامی بدارند.

[ad_2]

لینک منبع