نامزد بازنشسته کارگزاران و پایتختی که شهردار پای کار می خواهد

[ad_1]

نامزد بازنشسته کارگزاران و پایتختی که شهردار پای کار می خواهد

اعضای شورای شهر جدید، محمد علی نجفی (عضو مرکزیت کارگزاران) را نامزد شهرداری تهران کردند. دو روز قبل حسین مرعشی (سخنگوی کارگزاران) گفته بود “ترجیح ما نجفی است، هر چند که عارف ( رئیس اسمی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان) ترجیح می دهد فردی نزدیک به وی شهردار شود”. اکنون پروژه مهندسی شده کارگزاران به مرحله […]

اعضای شورای شهر جدید، محمد علی نجفی (عضو مرکزیت کارگزاران) را نامزد شهرداری تهران کردند. دو روز قبل حسین مرعشی (سخنگوی کارگزاران) گفته بود “ترجیح ما نجفی است، هر چند که عارف ( رئیس اسمی شورای سیاستگذاری اصلاح طلبان) ترجیح می دهد فردی نزدیک به وی شهردار شود”.

اکنون پروژه مهندسی شده کارگزاران به مرحله پایانی رسیده است. روزنامه اصلاح‌طلب آفتاب یزد ماه گذشته فاش کرد که کرباسچی از برخی نامزدها برای قرار گرفتن در لیست امید ، ۲ میلیارد تومان مطالبه کرده است.

بعدها عارف با لحنی آمیخته به بغض گفت که هرچند رئیس شورای سیاستگذاری بوده اما در دو روز آخر، در جریان تهیه فهرست ۴۲ نفره ( از بین ۷۰۰ نفر ) برای معرفی ۲۱ نفر نهایی قرار گرفته است. کسانی مانند منتجب نیا نیز فاش کردند که تیم ۵-۴ نفره پشت پرده، حتی خاتمی را هم مقابل عمل انجام شده قرار داده است.

شورای شهر پنجم هنوز تشکیل نشده، با حاشیه های فراوان روبرو شده است، برخلاف شورای شهر اول تهران که آن هم اصلاح طلب ( دو طیف ۷ و ۸ نفره ) بود و پس از دو سال به مشاجره و بن بست رسید و توسط دولت اصلاحات منحل شد. اکنون شورای جدید درحالی که رسما آغاز به کار نکرده، محمد علی نجفی را نامزد شهرداری پایتخت و مسئولیت اجرایی سنگین آن کرده است.

نجفی در همین چند سال اخیر، در کار اجرایی ثبات از خود نشان نداده است. وی ۲۶ مرداد سال ۹۲ به عنوان معاون رئیس جمهور و رئیس سازمان میراث فرهنگی و گردشگری منصوب شد. اما ۱۰ بهمن ۹۲ استعفا داد و علت را #بیماری_قلبی و توصیه پزشکان به نپذیرفتن کار اجرایی خواند. البته آقای روحانی همان روز استعفا، نجفی را به عنوان مشاور خود و دبیر ستاد هماهنگی اقتصادی کشور منصوب کرد که گویا از نگاه روحانی موفق نبود و گرنه برای دولت جدید ابقا می شد. او پس از استیضاح فرجی دانا، مدتی هم سرپرست وزارت علوم بود.

حالا تیم کرباسچی-مرعشی و کارگزاران به حداکثر غیمت در مهره چینی شورای شهر می رسند. اما برای مردم پایتخت مهم است که بدانند مدیر ناکام میراث فرهنگی ( حامی ترویج قلیان به ویژه برای بانوان و دیگر هیچ!) و دبیر ناموفق ستاد هماهنگی اقتصادی دولت، چه کاری از دستش در مسئولیت سنگین شهرداری بر می آید؟ به ویژه اینکه او از ۴ سال قبل، به خاطر بیماری قلبی از کار اجرایی منع شده و بعید است در این چهار سال جوانتر شده باشد! او حالا ۶۶ ساله ، و نامناسب برای کار اجرایی میدانی شبانه روز است. منطقاعملکرد شهردار جدید با کارنامه پرکار و تقریبا موفق قالیباف مقایسه خواهد شد.

[ad_2]

لینک منبع

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

[ad_1]

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند. آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد. ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل […]

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند.

آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد.

ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل مکان کرد و در آنجا سکنی گزیدند.

رهبری در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى گویند: «پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.

«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»

رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

حال به زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب می پردازیم:

آیت الله حاج سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر ۱۳۱۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد های نهضت مشروطه گذراند. جنگ های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی های پرشور  و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا ۴ ساعت ادامه می یافت از نزدیک دید.

وی علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند.

سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن صوب به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.

سید جواد در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته های خود را کامل کند. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت رو به رو شد.

آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد به عنوان یک مجتهد  و عالمی صاحب نظر به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان، می توان از حاج میرزا نصرالله شبستری از روحانیون تبریز و حاج میرزا حسین زاده عبایی از علمای مشهد یاد کرد. و نمار صبح را با اندکی تاخیر و نیز تانی می خواند از این رو مامومین خاص داشت. وی مقید به تشرف به حرم رضوی و زیارت امام رضا (ع) بود. این آداب حتی هنگامی که مبتلا به بیماری چشم شد و مدتی دچار نابینایی گردید، با کمک پسرانش ادامه داشت. معالجات بعدی توانست یک چشم او را بینا نگه دارد.

وی بسیار ساده زیست، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت. به نظر می رسد تن دادن به این نوع زندگی، نه از سر اجبار بلکه یک انتخاب بود و چون همسر او نیز به این گزینش زندگی احترام می گذاشت.

آیت الله سید جواد خامنه ای را نمی توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی که امروز تصور می شود نامید. وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند. ایشان امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود.؛ بلکه می توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت.

آشنایی آنها احتمالا به اوایل دهه چهل قمری، یعنی پیش از سفر علمی حاج سید جواد به نجف می رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی خود به مشهد، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود. آقای نوغانی مقدمات دیدار آنها را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید هاشم، پدر زن خود به دیدار حاج آقا روح الله رفتند. جدابیت منش و متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و از آن یاد می کرد.

با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله ها به سر می بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال ۱۳۴۵ ش ساواک به دنبال تهیه “بیوگرافی ملصق به عکس” آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مامور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید. اما پاسخی که دریافت می کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.

 این درخواست ساواک تا حدود ۴ سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد “در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهرا برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد” تهدید ها موثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به ۱۹ سوال از ۲۲ سوال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد.

نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می کرد. موضوع کتاب های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. وی خلق و خوی و سلوک مدرسه ای داشت. این ویژگی چه بسا از تاثیرات دوران تحصیل طولانی و تنهایی در حجره ها نشات می گرفت.

او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال ۱۳۵۱ ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: “من ۴۰ سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در ۴۰ سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است.

آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میر دامادی دارای چهار پسر و یک دختر شد. سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید هادی و سید محمد حسن. او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در توحید خانه ” رواق پشت سر مرقد امام رضا “ع” رخ در نقاب خاک کشید.

[ad_2]

لینک منبع

14 تیر؛ روز قلم

[ad_1]

14 تیر؛ روز قلم

  قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. • روز قلم روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی […]

 

قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد.

• روز قلم

روز چهاردهم تیر ماه به پیشنهاد انجمن قلم ایران و تصویب شورای فرهنگ عمومی ،به عنوان ( روز قلم ) در تقویم رسمی جمهوری اسلامی ایران به ثبت رسید.

 

• پیشینه روز قلم
البته توجه به قلم در سرزمین ما پیشینه‌ای دیرینه دارد. سده‌ها پیش در ایران باستان، تیرگان (سیزدهم تیرماه) یکی از مهم‌ترین جشن‌های ایران باستان بوده که آیین‌های مخصوصی داشته و یکی از آن‌ها پاسداشت قلم بوده است. یکی از دلایلی که برای این جشن ذکر شده، این است که در این روز، هوشنگ، پادشاه پیشدادی ایران، نویسندگان و کاتبان را به رسمیت شناخت و آنان را گرامی داشت، مردم جشن گرفتند و آن جشن به یاد ارجمندی قلم بر جای ماند. دلیل دیگری هم که برای این جشن ثبت شده، این است که به نوشته‌ی ابوریحان بیرونی، سیزدهم تیرماه، روز ستاره‌ی تیر یا عطارد است و چون عطارد، کاتب ستارگان است، می‌توان سیزدهم تیرماه را روز نویسنده نامید.

پس از انقلاب نیز نویسندگان و شاعران سرشناسی چون محمدعلی سپانلو سیزدهم تیرماه را به عنوان روز قلم و نویسنده پیشنهاد دادند، تا این‌که چهاردهم تیرماه از جانب انجمن قلم به عنوان روز قلم نام‌گذاری شد. با این حال این مناسبت هنوز چندان در میان مردم و حتی اصحاب قلم و اندیشه شناخته‌شده نیست.

 

• تاریخ نوشتن
تاریخ نوشتار، حداکثر به بیست هزار سال پیش باز می گردد و با محدود ساختن به نظام های نوشتاری مدوّن، رقمی حدود شش هزار سال پیش را نشان می دهد. این ارقام و آمارها فقط تخمینی است از سوی کاوشگران علمی، در صورتی که بدون شک پیشرفتی از سوی جوامع گوناگون، بدون کمک خط و زبان امکان پذیر نبوده است.

 

از جمله موادی که برای نوشتن به کار می رفته سنگ، چوب، پوست حیوانات، برگ درختان، استخوان، موم، ابریشم، پنبه و کاغذ را می توان نام برد. در طول تاریخ، نوشتن به دو صورت بوده است: یک دسته خطوطی را در برمی گرفت که با استفاده از ابزارهای تیز چون سوزن، چاقو و… نوشتاری، کنده کاری می شد. دسته دیگر شامل خطوطی است که به وسیله قلم پر، قلم نی، قلم مو و… و با استفاده از جوهر بر سطح ماده نوشتاری ترسیم می گردید. گفتنی است نسخه برداری از نوشته ای بر سنگ یا فلز به طور منطقی، در نهایت به اختراع چاپ انجامید.

 

• قلم چیست؟
قلم، زبان عقل و معرفت و احساس انسان ها و بیان کننده اندیشه و شخصیت صاحب آن است. قلم، زبان دوم انسان هاست. هویت، چیستی و قلمرو قلم بسیار گسترده تر از آن است که در بیان بگنجد. هرگونه رشد و پیشرفت، پیروزی و آرامش و معرفت و شناخت، ریشه در قلم دارد. تمدن ها، تجربه های تلخ و شیرین و علوم با نوشتن ماندگار می شوند.

هر کس می تواند قلمی را بین انگشتانش بفشرد و فرمانش دهد که بنگارد و هر آنچه را از مخیله صاحب انگشت تراوش می کند، بنویسد. قلم، تخریب می کند. می سازد. واقعیت ها را آشکار می کند. آشکارها را نهان می کند. به واقع قلم، معجزه ای جاودان است.

 

قلم مدرن
در آغاز قرن بیستم، کسی این تردید را به خود راه نمی داد که قلم و کاغذ را مهم ترین و مؤثرترین ابزار ذخیره سازی اطلاعات بداند؛ زیرا در آن زمان جوامع از نظر اقتصادی و فکری به جامعه های کاغذ مدار تبدیل شده بود. اما پایه های این باور پس از چندی به لرزه درآمد و با ظهور رایانه، رشد سریع فناوری اطلاعات، تلویزیون، استفاده های گوناگون از میکرو فیلم، میکرو فیش و ابزارهای الکتریکی، برتری بی رقیب کاغذ و قلم سنتی، به طور جدی به مبارزه طلبیده شد.

 

سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گویاترین شاهد بر شرافت و قداست آن است

 

همان طور که در طول تاریخ، شکل ظاهری قلم عوض می شده است، روز به روز همراه با صنعت رو به رشد نیز تغییر می کند. اگر چه هنوز کتاب خانه های الکترونیکی و اداره های بدون کاغذ و قلم و جامعه های بدون کتاب نیامده است و شاید هرگز نیاید، ولی موقعیت ابزار و مواد نوشتنی از بنیاد دگرگون شده است. این دگرگونی در ظاهر قلم ها و نوشته ها، نه تنها از ارزش قلم و صاحبان آن نمی کاهد، بلکه به دلیل انتقال لحظه ای نوشته ها، هرآینه مسئولیت و وظیفه قلم را صدچندان می کند.

 

جایگاه قلم در اسلام
سوگند خداوند در قرآن به نام قلم، گویاترین شاهد بر شرافت و قداست آن است: «ن وَ الْقَلَمِ وَ ما یَسْطُرُونَ؛ سوگند به قلم و آنچه نویسند.» در جایی که خداوند، صاحب هستی به آفریده ای از آفریده های خود قسم یاد می کند، بشر در چه جایگاهی می تواند از ارج و منزلت آن سخن براند. در نخستین ارتباط وحیانی رسول خدا صلی الله علیه و آله با مبدأ هستی در غار حرا، سخن از قلم به میان می آید، تا جایی که خداوند خود را این گونه معرفی می کند: «الَّذی عَلَّمَ بِالْقَلَمِ؛ آن که با قلم آموخت.»

 

با سیری در زندگی پیامبر و امامان علیهم السلام می توان توجه و اهتمام عملی به نوشتن را از متن سیره آنان دریافت. این قدرشناسی به حدی بود که گاه موجب آزادی اسیران کفار می گشت. در صدر اسلام، پس از پایان برخی جنگ ها، پیامبر دستور می فرمود اسیرانی که به ده نفر از مسلمانان خواندن و نوشتن بیاموزند، آزاد شوند. این عمل در جامعه محروم از تمدن آن دوره، زیباترین و مؤثرترین پیام برای ارج نهادن به جایگاه قلم و علم بوده و هست.

 

امتیازهای قلم
«قلم» سه امتیاز دارد که در «بیان» آن‏ها را نمی‏ بینیم:
۱٫ باقی بودن:
سخن فرار می‏ کند و نوشته باقی است. امیر مؤمنان علی علیه‏السلام در سخن جالبی می ‏فرماید: «دانش را با نوشتن در بند کنید» تا باقی بماند و از کفتان نرود.

 

۲٫ دقیق بودن:
بیان و سخن معمولاً دقیق نیست. اگر قرار بود کتابی که هزار سال پیش نوشته شده، زبانی به ما می ‏رسید و در جایی نوشته نمی ‏شد، هیچ گاه به طور دقیق به ما نمی‏ رسید و در واقع ما کتاب دیگری را پیش روی خود می ‏دیدیم.

 

۳٫ عمیق بودن:
مطالب نوشته عمیق و فکر شده است؛ در حالی که به طور معمول سخنان، بدون تأمل گفته می ‏شود و کم محتواست. نویسندگان گاه یک ساعت فکر می ‏کنند و یک خط می‏ نویسند، ولی در سخن نمی ‏توان آن دقت را رعایت کرد.
علامه طبرسی رحمه الله علیه در این مورد می ‏نویسد:«بیان دو گونه است: بیان زبان و بیان قلم. بیان زبان، با گذشت زمان کهنه می ‏شود و از بین می‏ رود، ولی بیان قلم تا ابد باقی است».

[ad_2]

لینک منبع

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

[ad_1]

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت! یک قرارداد به ارزش ۴/۸ میلیارد دلار برای توسعه فاز ۱۱ توسعه میدان گازی پارس جنوبی با شرکت فرانسوی (وچینی) امضا می شود ؛ ۱⃣ طرف فرانسوی، پیش از این چند بار متهم به پرداخت رشوه در ایران و عراق و ایتالیا و مالت شده است. توتال همچنین قرارداد قبلی با […]

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

یک قرارداد به ارزش ۴/۸ میلیارد دلار برای توسعه فاز ۱۱ توسعه میدان گازی پارس جنوبی با شرکت فرانسوی (وچینی) امضا می شود ؛

۱⃣ طرف فرانسوی، پیش از این چند بار متهم به پرداخت رشوه در ایران و عراق و ایتالیا و مالت شده است. توتال همچنین قرارداد قبلی با ایران برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را به شکل یکطرفه نقض کرد و این در حالی بود که از سال ۷۹ تا ۸۸ نیز ما را معطل گذاشته بود. http://www.yjc.ir/fa/news/5702362/

۲⃣ بنابر اعلام سازمان دیدبان شفافیت و عدالت ، توتال در نوبت قبل برای ورود به صنعت نفت ایران طی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ ( ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۳) ، مبلغ ۶۰ میلیون دلار به یک مقام دولتی ایران رشوه داده بود. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/27/1215674/

۳⃣ فرد امضا کننده از طرف ایران همان کسی است که به خاطر فساد و خسارت حداقل ۱۸ میلیارد دلاری قرارداد #کرسنت برای کشورمان، محکوم به انفصال از خدمت شده است. با رای دیوان عالی کشور، حکم محکومیت و انفصال از خدمات دولتی علی کادر مدیر عامل شرکت ملی نفت در ارتباط با قرارداد کرسنت ، قطعی است . (http://alef.ir/vdcgyu9wxak97z4.rpra.html?387092 ) .
در یک شیرین کاری گازی مشابه، و به خاطر قراردادهای #تاریکخانه ای و مبهم، ترکیه از ما شکایت کرد که محکوم به پرداخت جریمه ۲ میلیارد دلاری شدیم.

۴⃣ قراردادهای جدید نفتی موسوم به IPC با اعتراض متخصصان روبرو شد و وزیر نفت با وجود هتاکی و نفی اولیه انتقادها، بعد ها مجبور شد بگوید ۱۵۰ ایراد در متن این قراردادها را برطرف کردیم. اما ابهامات برخی جدی سر جای خود باقی است که در برخی مفاد منتشر شده قرارداد با توتال به چشم می آید. ( http://qudsonline.ir/news/413544/ )

۵⃣ از جمله آن ابهامات، سهم ۵۰/۱ درصدی توتال از پروژه در مقالب سهم ۱۹/۹ درصدی ایران (شرکت #پتروپارس که آن هم برای خود سابقه و داستان جداگانه ای دارد) می باشد که قطعا ناقض حق حاکمیت و استقلال ملی است؛ آن هم نسبت به شرکتی که سابقه نقض قرارداد بدون جبران خسارت دارد؟ این بار کدام تضمین برای جریمه طرف بدعهد گرفته شده است؟ گفتنی است طبق تفسیر شورای نگهبان بر اصل ۸۱ قانون اساسی، واگذاری پروژه به شرکت های خارجی تنها در حد کمتر از پنجاه‌ درصد مجاز است.

۶⃣ چرا در واگذاری یک پروژه بزرگ دولتی ، قانون برگزاری #مناقصه با حضور متقاضیان و رقبای مختلف داخی و خارجی که موجب اختیار عمل بیشتر دولت و پایین آمدن هزینه ها می شود، زیر پا گذاشته شده است؟ قبیل این اتفاق در برخی واگذاری های شبه رانتی و آلوده به زد و بند، در دولت اصلاحات اتقاق افتاد که بیژن زنگنه را حتی با اعتراض نمایندگان اصلاح طلبی مانند کهرام و میدری و (مرحوم) رشیدیان و رضازاده و اعلمی و… در #مجلس_ششم روبرو کرد. محتشمی پور رئیس فراکسیون اصلاح طلبان در آن زمان، مدیریت زنگنه را فاجعه خواند و بعد ها گفت هرکه را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهانش دوختند!

۷⃣ چرا متن قرارداد منتشر نمی شود؟ اینکه قرارداد فروش گاز نیست که بخواهند مانند ماجرای کرسنت و فروش گاز به ترکیه #محرمانه تلقی کنند.

:red_circle: با انبوهی از ابهامات موجود درباره طرفین قرارداد و محتوای آن، شما بفرمایید که چرا نباید نگران سرنوشت ماجرا نباشیم. آیا کرسنت ها ی تازه ای در راه است؟
#شفافیت

[ad_2]

لینک منبع

چرا حصر سران فتنه باید ابدی باشد؟!!

[ad_1]

چرا حصر سران فتنه باید ابدی باشد؟!!

از سال ۸۸ تا کنون گاه و بی گاه حرف و حدیث هایی از این سو و آن سو پیرامون رفع حصر سران فتنه شنیده می شود. حرف و حدیثی که یادآور خون خواهی طلحه و زبیر برای عثمان است. با اینکه طلحه و زبیر در مرگ عثمان بیشترین نقش را داشتند ولی خون خواهی […]

از سال ۸۸ تا کنون گاه و بی گاه حرف و حدیث هایی از این سو و آن سو پیرامون رفع حصر سران فتنه شنیده می شود.
حرف و حدیثی که یادآور خون خواهی طلحه و زبیر برای عثمان است. با اینکه طلحه و زبیر در مرگ عثمان بیشترین نقش را داشتند ولی خون خواهی عثمان را بهانه ای برای تحت فشار گذاشتن حضرت علی و امتیاز گیری ، قرار دادند که نهایتا با جنگ جمل این قضیه فیصله یافت.

فارغ از انگیزه های سیاسی طرح این بحث ، سوالی که به ذهن می رسد این است که سرنوشت این افراد بعد از رفع حصر چه خواهد شد؟

مطمئنا عاقلانه ترین و عادلانه ترین جواب چه از منظر مخالف و موافق چیزی جز برگزاری دادگاه صالحه ی اسلامی و محاکمه سران فتنه نمی باشد.
محاکمه ای که می تواند احکامی مختلف از حبس های بلند مدت و حبس ابد و اعدام و … در پی داشته باشد.
اما مسئله ی اصلی نه در اصل محاکمه بلکه در پذیرش نتیجه ی محاکمه است.
آیا سران فتنه و اصلاح طلبان نتیجه محاکمه را خواهد پذیرفت و تسلیم حکم نهایی دادگاه خواهند شد؟

این در حالی است که در انتخابات ۸۸ هیچ کدام از سران فتنه و اصلاح طلبان نه نظر شورای نگهبان را قبول داشتند و نه فصل الخطابی رهبری را به رسمیت می شناختند و یک لحظه هم دست از فتنه انگیزی برنداشتند و از تمامی ابزار های داخلی و خارجی نهایت استفاده را کردند..
با توجه به این که سران فتنه و اصلاح طلبان در سال ۸۸ هیچ یک از ساختار های نظام و رهبری را قبول نداشتند و در عوض به اردو کشی خیابانی و آشوب طلبی پرداختند ، چه تضمینی وجود دارد که رای صادره از دادگاه اسلامی را قبول کنند و تسلیم رای دادگاه بشوند؟
چه تضمینی وجود دارد که پس از صدور رای قطعی دادگاه بار دیگر به بهانه ناعادلانه بودن رای دادگاه بار دیگر فتنه انگیزی نکنند و با تحریک احساسات مردم آشوب گری نکنند؟

با گذشت ۸ سال از فتنه ۸۸ هنوز سران فتنه و اصلاح طلبان به اشتباه بودن اقدامات خود نظیر عدم پیگیری از مراجع رسمی نظام و عدم تبعیت از رهبری اعتراف نکرده اند.

با این وجود برگزاری دادگاه در صورتی که رای نهایی اش باب میل اصلاح طلبان نباشد ، نتیجه ای جز فتنه انگیزی و به آشوب کشیدن وضعیت کشور نخواهد داشت. به خصوص که احتمال کشیده شدن پای سایر سران اصلاح طلبان همچون م.خ و … به پای میز محاکمه دور از انتظار نیست.
با این اوصاف فعلا جهت جلوگیری از فتنه های دیگر و حفظ امنیت و آرامش کشور ، “حصر ابد” بهترین راه کار برای برخورد با سران فتنه می باشد.

[ad_2]

لینک منبع