سئو سایت – بهینه سازی سایت – seo

[ad_1]

سئو سایت : هرگاه سایت شما پس از سئو سیر صعودی داشته باشد و موجب قرار گیری در صفحات نخست گوگل شود  ، سئو گفته می شود .

 

سئو کار : سئو کار به شخصی گفته می شود که تجربه کافی در زمینه تحلیل سایت و برنامه نویس خوب و شناخت کافی از موتورهای جستجو داشته باشد و اطلاعاتش در زمینه الگوریتم های جدید موتورهای جستجو به روز باشد . یه سئو کار خوب باید نمونه کارهای موفق زیادی داشته باشد .

 

بهینه سازی سایت : به فرایندی گفته می شود که موجب افزایش سرعت لود سایت می شود ، بهینه سازی شامل عکس هم می شود ما با کاهش حجم عکس های وب سایت و اضافه کردن تگ آلت می توانیم تصاویر خود را هم بهینه سازی کنیم و گاهی اوقات کد نویسی یه سایت هم نیاز به بهینه سازی داره ، برخی از سایت ها کد نویسی ضعیف و ناقصی دارند و این امر موجب افت کیفیت سایت می شود که یک سئو کار خوب باید کد نویس خوب هم باشد و در این مواقع کدهای سایت را بهینه نماید .

 

بلد کردن تیترها : بلد کردن تیترها برای موتورهای جستجو اهمیت زیادی دارد شک نکنید روبات های گوگل ابتدا ورود عنوان و سپس تیترهای Bold پست ها را بررسی می کند پس از بلد کردن تیترهای مهم خود غافل نشوید ، البته بلد کردن تیترها موجب توجه بازدید کننده ها میشود .

 

تیتر پست ها : یکی از رده بندی پست ها در نتایج جستجو تیترها می باشد ، همیشه سعی کنید از تیترهای مهم و کوتاه استفاده نمایید .

 

رابطه سئو و محتوا : این دو با هم رابطه نزدیکی دارد حتی اگر یک سایت به خوبی سئو و بهینه سازی هم شده باشد ولی محتوا ضعیفی قرار داده شود پیشرفتی نخواهد کرد .

 

استفاده از تگ های h در محتوا : تگ های h برای موتورهای جستجو اهمیت دارند سعی همیشه در پست های خود در میان مطالب ایجاد نمایید .

 

پوسته یا قالب و تاثیر ان در سئو : برخی قالب ها یا پوسته های سی ام اس ها بسیار غیر بهینه هستند و اصلا از برخی از تگ های مهم همانند : title و Keywords و description  و …  ندارند یا ضعیف نوشه شده اند که نیار به ترمیم دارند ، همیشه سعی کنید از جاهای معتبر پوسته یا قالب خود را تهیه نمایید یا به یک سئو کار بدهید بررسی و در صورت لوزم بهینه نماید  .

 

بهبود الکسا در روند سئو : بدون شک در پایان پروسه سئو و بهینه سازی سایت شاهد کاهش الکسا خود خوهید شد .

 

افزایش بازدید به واسطه سئو : بله سئو در افزایش بازدید شما تاثیر دارد وقتی شما با کلمات مورد نظرتون در نتایج گوگل بالا بیان شک نکنید ببشتر در نتایج بر روی وب سایت شما کلیک می شود و این امر موجب افزایش قابل توجه بازدید سایت شما می شود .

 

گرفتن لینک و تاثیر آن در نتایج : همیشه سعی کنید از چند سایت بالاتر از خود به صورت طبیعی با غیر طبیعی لینک بگیرید ، برای گوگل خیلی اهمیت دارد که سایت هایی که از شما قوی تر هستند به شما لینک بدهند .

 

کلمات کلیدی بسیار : هیچ گاه در عنوان سایت خود از کلمات کلیدی زیاد استفاده نکنید چون نتیجه نمیگیرید .

[ad_2]

لینک منبع

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

[ad_1]

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند. آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد. ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل […]

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند.

آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد.

ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل مکان کرد و در آنجا سکنی گزیدند.

رهبری در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى گویند: «پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.

«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»

رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

حال به زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب می پردازیم:

آیت الله حاج سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر ۱۳۱۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد های نهضت مشروطه گذراند. جنگ های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی های پرشور  و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا ۴ ساعت ادامه می یافت از نزدیک دید.

وی علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند.

سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن صوب به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.

سید جواد در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته های خود را کامل کند. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت رو به رو شد.

آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد به عنوان یک مجتهد  و عالمی صاحب نظر به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان، می توان از حاج میرزا نصرالله شبستری از روحانیون تبریز و حاج میرزا حسین زاده عبایی از علمای مشهد یاد کرد. و نمار صبح را با اندکی تاخیر و نیز تانی می خواند از این رو مامومین خاص داشت. وی مقید به تشرف به حرم رضوی و زیارت امام رضا (ع) بود. این آداب حتی هنگامی که مبتلا به بیماری چشم شد و مدتی دچار نابینایی گردید، با کمک پسرانش ادامه داشت. معالجات بعدی توانست یک چشم او را بینا نگه دارد.

وی بسیار ساده زیست، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت. به نظر می رسد تن دادن به این نوع زندگی، نه از سر اجبار بلکه یک انتخاب بود و چون همسر او نیز به این گزینش زندگی احترام می گذاشت.

آیت الله سید جواد خامنه ای را نمی توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی که امروز تصور می شود نامید. وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند. ایشان امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود.؛ بلکه می توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت.

آشنایی آنها احتمالا به اوایل دهه چهل قمری، یعنی پیش از سفر علمی حاج سید جواد به نجف می رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی خود به مشهد، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود. آقای نوغانی مقدمات دیدار آنها را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید هاشم، پدر زن خود به دیدار حاج آقا روح الله رفتند. جدابیت منش و متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و از آن یاد می کرد.

با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله ها به سر می بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال ۱۳۴۵ ش ساواک به دنبال تهیه “بیوگرافی ملصق به عکس” آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مامور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید. اما پاسخی که دریافت می کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.

 این درخواست ساواک تا حدود ۴ سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد “در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهرا برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد” تهدید ها موثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به ۱۹ سوال از ۲۲ سوال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد.

نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می کرد. موضوع کتاب های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. وی خلق و خوی و سلوک مدرسه ای داشت. این ویژگی چه بسا از تاثیرات دوران تحصیل طولانی و تنهایی در حجره ها نشات می گرفت.

او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال ۱۳۵۱ ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: “من ۴۰ سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در ۴۰ سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است.

آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میر دامادی دارای چهار پسر و یک دختر شد. سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید هادی و سید محمد حسن. او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در توحید خانه ” رواق پشت سر مرقد امام رضا “ع” رخ در نقاب خاک کشید.

[ad_2]

لینک منبع

نظام پارلمانی و دولت ائتلافی در ایران

[ad_1]

قرآن کریم انسان ها را براساس دوست داشتن و یاری خداوند و شیطان به دو حزب ؛ الله و شیطان تقسیم می کند.از نگاه دینی ، این دو حزب همواره در تقابل بایکدیگر هستند.

دنیای غرب ، خاستگاه احزاب امروزی است.تحزب برای جابجایی قدرت در فرهنگ سیاسی ، جایگاه محوری دارد.در نگاه دینی این پدیده سیاسی ، سهل و ممتنع است و برای ارزیابی آن باید دید چه تاثیری بر ترکیب یا تجزیه نیروهای سیاسی جامعه دارد و این که حقیقت در بزنگاه به خطر افتادن منافع حزبی ، استوار می ماند؟!

نگاه عرفی به دین و آزادی در مکتب لیبرال دمکراسی غربی مفروض اصلی است.اما در مکتب اسلام ، اصل محوری “و اعتصموا به حبل الله جمیعا و لاتفرقوا” بر وحدت در جامعه اسلامی دلالت دارد.

تمامی انبیا ، امامان و اولیای الهی بر دو اصل توحید و بازگشت به سوی خداوند تاکید داشته اند.انقلاب اسلامی به رهبری امام خمینی(ره) با رهیافت جدیدی ، پا به عرصه سیاسی جهان گذاشت.

دو اصل بنیادین “نه شرقی ، نه غربی ، جمهوری اسلامی” و “استقلال ، آزادی ، جمهوری اسلامی” ثمره مجاهدت های مردم بوده است.در دهه اول ، تاسیس و انحلال حزب فراگیر جمهوری اسلامی بزرگ ترین رویداد برای حزب گرایی در ایران معاصر بشمار می رود.پس از آن دوگانه سازی های سیاسی آغاز می شود.

شروع این بازی حزبی به انتخابات سومین دوره مجلس شورای اسلامی بازمی گردد که اکنون پس از گذشت سه دهه ، وارد مرحله رویارویی دوقطبی تمام عیار در آشفته بازار سیاست داخلی کشورمان شده است.

انقلاب اسلامی که انتظار می رفت پویایی و راه حل های مناسبی برای بشر غرق شده در ظواهر مادی داشته باشد متاسفانه به انفعال درآمده است.برای مثال ، تحزب را یکی در داخل برای فرار از اتهامات حقوق بشری جهان غرب برمی تابد و دیگری آن را نسخه شفابخش می داند.احزاب ، میراث مشترک بشریت نیستند که ما بدون توجه به آموزه های خودی و بومی سازی ، فلسفه آن را دربست بپذیریم.

نظام پارلمانی و نظام ریاستی از اشکال رایج حکومتی هستند که با هم تفاوت های اساسی دارند.در نظام پارلمانی ، مجلس واسطه بین مردم و دولت است و انتخاب مستقیم رئیس جمهور در نظام ریاستی به انتخاب غیرمستقیم تبدیل می شود.

تعداد کرسی های احزاب در قوه مقننه ، تعیین کننده میزان سهم آنان در دولت است.

اگر در نظام پارلمانی ، تشکیلات حزبی حکومت بر احزاب متعددی متکی باشد و در انتخابات پارلمان حزب غالبی وجود نداشته باشد در آن صورت ، احزاب با توجه به تعداد کرسی های کسب شده در دولت سهم دارند و دولت ائتلافی شکل می گیرد.

حال سوال این است که در ایران پس از گذشت چهار دهه از انقلاب اسلامی و شکل گیری دوازده دولت با شعارها و کارکردهای متفاوت ، روی آوری به نظام پارلمانی و کنار گذاشتن نظام ریاستی چه نتایجی دارد؟

در صورت اجماع ملی بر سر لزوم چندگانگی حوزه سیاست در ایران و وجوب نظام پارلمانی در آن و احتمال شکل گیری دولت های ائتلافی ، از آن پس ساختار اداری در کشور چه وضعیتی پیدا می کند؟

حزب جمهور اسلامی و تقابل نه شرقی ، نه غربی

احزاب در مشرق زمین الگوی بومی ندارند.احزاب سوسیالیستی تنها وجه مشترک کنش گری حزبی در بین کشورهای شرقی و غربی است.حزب جمهوری اسلامی در ایران به عنوان تنها حزب فراگیر در سال های اول انقلاب اسلامی به دلیل  اختلافات درونی رهبران آن نتوانست از خود هویت حزبی موردانتظار و منحصربفردی ارایه دهد که نماینده تحزب اسلامی در جهان دوقطبی باشد.

گرچه طرح داشتن حزب واحد فراگیر از همان ابتدا ، نظام نوپای اسلامی را با تنگنا و انگ اتهام هایی مانند تمامیت خواهی و خودکامگی نظام های استبدادی مواجه می ساخت اما اگر درست اجرا    می شد و مردم همان آموزه های دینی را که از امامان معصوم علیهم السلام در حکومت اسلامی می شناختند در زندگی عملی سیاستمداران انقلابی نیز می دیدند و کار تشکیلاتی و الگوسازی در جامعه به خوبی انجام می شد کارنامه تحزب در آن سال ها ناموفق نمی شد.

انحلال حزب جمهوری اسلامی ایران در سال ۱۳۶۶ پایانی بود بر مدل حکومت تک حزبی و حزب فراگیر و اتفاق نامبارکی بود که دوگانه سازی جامعه در آن زمان و دوقطبی شدن مردم در این زمان از پیامدهای آن است.پوپولیسم قطبی در ایران پدیده ای است که با هواداری حزبی تفاوت اساسی دارد.

مردم در اردوگاه اصلاح طلبی و اصول گرایی خیلی فرقی از نظر روش شناسی سیاسی باهم ندارند.اشخاص مرجع افکارشان هستند و به داشتن تحلیل های انقلابی کاری ندارند.

اشخاص جای هر تحلیل فردی را گرفته اند و عوام فریبی بیداد می کند.انتخاب درست اصلاً معنا ندارد هرچه اشخاص خاص در این بزنگاه های سیاسی بگویند همان حقیقت است و نیاز به تحقیق و راستی آزمایی ندارد.نه تنها در سه دهه اخیر ، رقابت های دوحزبی در ایران به معنای حرفه ای آن مشاهده نشده بلکه بیشتر به دوئیت قرآنی و حق و باطل خواندن یکدیگر نزدیک شده اند.معنای دیگر این عبارت آن است که آنها در مقاطع خطیری که جامعه بیش از هر زمان به هدایت و انسجام ملی نیاز دارد دیگری را تکفیر     می کنند.

درحالی که در نظام های دوحزبی ، دعوا بر سر اصول نیست بلکه تفاوت در برنامه های کاری است.برای مثال ، جمهوری خواهان و دمکرات ها در آمریکا هر دو به جهانی برپایه ارزش های آمریکایی می اندیشند و آن را پیگیری می کنند.

درحالی که در انقلاب اسلامی با       قرائت های متفاوتی از سوی فعالان سیاسی داخلی مواجه بوده و هستیم که برآیند آنها مثبت نیست.

تحزب در ایران بیشتر نقش واگرا و کمتر     هم گرا داشته است و گروه های سیاسی خودی با نگاه جهانی دین اسلام ، برداشت هایی از عرش تا فرش دارند.

از دوگانه سازی سیاسی تا پوپولیسم قطبی در ایران 

پس از شکست تفکر تک حزبی در دهه اول انقلاب اسلامی ، در همان سال ها ظهور گروه های سیاسی خلق الساعه به صورت گسترده اتفاق      می افتد.سومین دوره انتخابات مجلس شورای اسلامی ، آغازی بر سناریوی دوگانه سازی حوزه سیاست در ایران است.

اصلاح طلبی و اصول گرایی بدون این که برنامه مشخصی برای رقابت داشته باشند پا به عرصه ای می گذارند که با ماهیت نظام اسلامی در ایران که ام القرای جهان اسلام است اگر نگوییم در تضاد بودند هم آوا نیز نبودند.در سال ۱۳۷۶ ، تعریفی که از جامعه مدنی برای معرفی اصلاح طلبی ارایه می شود تعریفی دینی است.”جامعه مدنی ، همان جامعه مدینه النبی است.”اصول گرایی نیز خود را با دین مداری یکی می داند و آنچه از این نزاع دینی حاصل می شود گسترش بی ایمانی در جامعه جوان ایرانی است.

در انتخابات دوازدهم شاهد پدیده ای به نام پوپولیسم قطبی هستیم.۲۴ میلیون کسانی که به اصلاحات ، متصل هستند و ۱۶ میلیون کسانی که به حکومت دینی فکر می کنند و ۱۰ میلیون کسانی که افکار دیگری دارند. این واگرایی را نظام پارلمانی و دولت ائتلافی ، بهتر از نظام نیمه ریاستی فعلی می تواند مهار کند.

جریانات حاکم بر کشور به انسان سیاسی در مقایسه با انسان دهه اول انقلاب اسلامی بسیار متفاوت می نگرند.

شاخصه انسان انقلابی ، داشتن تحلیل های قوی فردی است و باور به این که فرد در سرنوشت جامعه تاثیر دارد و تابع محض اشخاص نیست و با انسان متکثرگرای غربی نیز متفاوت است و به حبل المتین الهی متصل است و درعین تکثر به تعداد انسان های آگاه ، وحدت طریق دارد.

درحالی که ، اکنون هر دو قطب سیاسی به اطاعت محض پیروان خود از اشخاص می اندیشند و پوپولیسم قطبی را ترویج می کنند.خودکامگی مدرن رهبران در هر دو قطب سیاسی از پیامدهای این وضعیت است.

من معتقدم برای برون رفت از این وضعیت قطبی باید با نقشه راه “سه گانه سیاست در ایران” از چپ و راست سیاسی فراتر رفته و به “نهضت مستقل ها در ایران” که در انتخابات مجلس دهم با هدف تنظیم روابط قدرت و با پیشتازی صدها رسانه در نواحی و مناطق مختلف کشور اعلام موجودیت کرده و فراگیر شده رجوع شود.

 

مجلس شورای اسلامی و نظام پارلمانی

اگر فرصت های دهه اول فوت نشده بود و دولت ها یکی پس از دیگری حزب های دولت ساخته بوجود نیاورده بودند و اکنون شاهد چندگانگی سیاسی در کشور نبودیم نظام تک حزبی پارلمانی با وجود هزینه های آن ، بهتر و با اقتدار بیشتر می توانست به انقلاب اسلامی با تمامی        آرمان های جهانی آن یاری رساند و مقدمه ای می شد برای تحقق آرمان امام راحل(ره) و برپایی حزب مستضعفان جهان اما چه فایده که اینک دیگر ، جمع کردن این همه گروه های سیاسی که از دل دولت های پس از انقلاب اسلامی بیرون آمده اند امری نزدیک به محال است.

از دوگانگی در حوزه سیاست نیز خارج شده ایم و راهی باقی نمانده جز این که به الگوی نظام چندحزبی پارلمانی خود را برسانیم.از این الگو ، لاجرم دولت ائتلافی پدید می آید.

دولت فراگیر به سبک دولت دوازدهم که داعیه دربرگیرندگی تمامی نیروهای جامعه را دارد نوعی خوش خیالی است و در عمل امکان پذیر نیست.این دولت اگر منافع ملی را در صدر خواسته های خود قرار دهد باید کابینه ای تشکیل دهد که پوشش سیاسی حداکثری و فراجناحی داشته باشد تا این که برای دوره پسادوازدهم ، نظام سیاسی بتواند چاره ای اساسی بیاندیشد.

ساختار اداری با دولت ائتلافی در شرایط نابسامان فعلی سازگارتر است تا با دولت فراگیر چرا که هیچ یک از دولت های پس از انقلاب اسلامی غیر از بهره برداری هشت ساله از مجموعه های اداری ، دیدگاه بلندمدت و زیربنایی نداشته اند و اگر تکثر در این محیط ها     بوجود آید از زیر بار یک دولت فراگیر خارج شوند باعث می شود رقابت ، شفافیت ، پاسخگویی و خیلی از مولفه های فراموش شده سازمانی به بدنه دولت ها راه یابد و مردم از این سرمایه های بلااستفاده بیت المال در ساختار اداری بهره بیشتری ببرند.

مجلس شورای اسلامی که دو ماموریت قانونگذاری و نظارت بر حسن اجرای قانون را به عهده دارد ، در نظام پارلمانی به درستی در راس امور قرار می گیرد.

صندلی های پارلمانی با قاعده مندی خاصی به نمایندگان ملت داده می شود و دیگر پول های تبلیغاتی تعیین کننده برنده انتخابات نیستند و احزاب واسطه بین مردم و حکومت قرار می گیرند.این وضعیت گرچه باعث چندگانگی سیاسی می شود اما با وجود جایگاه خطیر رهبری در بلندمدت نسبت به نظام ریاستی فعلی ، کارآمدتر و بهتر است.

باتوجه به مفروضاتی که ارایه کردم این انتخاب ، راه چاره اجتناب ناپذیر و ناگزیر است.ایکاش فرصت های پیشین را از بین نبرده بودند.رابطه ایجابی یا راهبردی دولت سازندگی و حزب کارگزاران سازندگی ، دولت اصلاحات و جبهه مشارکت ایران اسلامی و دولت عدالت محور و تشکلی موسوم به یکتا همه بر وجود پایگاه دولتی احزاب در ایران گواهی می دهند.

دولت اعتدال که پدیده سیاسی جدیدی نیست و خود حاصل ائتلاف رهبران دولت های سازندگی و  اصلاحات برای غلبه بر رقیب بوده است.رابطه احزاب و دولت ها در ایران وارونه است.احزاب باید دولت ها را روی کار بیاورند و نه این که دولت ها ، احزاب را.بهتر بگویم روسای دولت ها نباید احزاب دولت ساخته و شبه دولتی داشته باشند.

تلاش شخصیت ها برای ماندگاری در قدرت باعث شده که فرصت های بسیاری از بین بروند و الان راهی جز پیروی از الگوی چندحزبی باقی نمانده است.احزاب ، خانه دارند اما انسجام ندارند.هرکدام از این جریانات سیاسی موجود را بخواهید نادیده بگیرید به اجماع ملی نمی رسید.برای این که رابطه مردم با احزاب ، احزاب با مجلس ، مجلس با دولت و رابطه همه آنها با رهبری دقیق و تعریف شده باشد نیازمند تغییراتی در قانون اساسی هستیم تا از این شرایط به خوبی عبور کنیم.

این که کسانی به فراوانی صندلی های فتح نشده مجلس فعلی و کسب سهم بیشتر می اندیشند و با نظام پارلمانی به خاطر برقرار نبودن موازنه حزبی در حال حاضر مخالفت می کنند این منطق درستی نیست و با تحلیل راهبردی موردانتظار از نظام اسلامی آن هم در این جهان متاثر از تمدن مادی غرب ، مغایرت دارد.امروز باید جامع فکر کنیم تا آیندگان نیز از آن بهره مند شوند.

[ad_2]

لینک منبع

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

[ad_1]

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت! یک قرارداد به ارزش ۴/۸ میلیارد دلار برای توسعه فاز ۱۱ توسعه میدان گازی پارس جنوبی با شرکت فرانسوی (وچینی) امضا می شود ؛ ۱⃣ طرف فرانسوی، پیش از این چند بار متهم به پرداخت رشوه در ایران و عراق و ایتالیا و مالت شده است. توتال همچنین قرارداد قبلی با […]

بنویسید توتال؛ بخوانید کرسنت!

یک قرارداد به ارزش ۴/۸ میلیارد دلار برای توسعه فاز ۱۱ توسعه میدان گازی پارس جنوبی با شرکت فرانسوی (وچینی) امضا می شود ؛

۱⃣ طرف فرانسوی، پیش از این چند بار متهم به پرداخت رشوه در ایران و عراق و ایتالیا و مالت شده است. توتال همچنین قرارداد قبلی با ایران برای توسعه فاز ۱۱ پارس جنوبی را به شکل یکطرفه نقض کرد و این در حالی بود که از سال ۷۹ تا ۸۸ نیز ما را معطل گذاشته بود. http://www.yjc.ir/fa/news/5702362/

۲⃣ بنابر اعلام سازمان دیدبان شفافیت و عدالت ، توتال در نوبت قبل برای ورود به صنعت نفت ایران طی سال‌های ۱۹۹۵ تا ۲۰۰۴ ( ۱۳۷۴ تا ۱۳۸۳) ، مبلغ ۶۰ میلیون دلار به یک مقام دولتی ایران رشوه داده بود. https://www.tasnimnews.com/fa/news/1395/07/27/1215674/

۳⃣ فرد امضا کننده از طرف ایران همان کسی است که به خاطر فساد و خسارت حداقل ۱۸ میلیارد دلاری قرارداد #کرسنت برای کشورمان، محکوم به انفصال از خدمت شده است. با رای دیوان عالی کشور، حکم محکومیت و انفصال از خدمات دولتی علی کادر مدیر عامل شرکت ملی نفت در ارتباط با قرارداد کرسنت ، قطعی است . (http://alef.ir/vdcgyu9wxak97z4.rpra.html?387092 ) .
در یک شیرین کاری گازی مشابه، و به خاطر قراردادهای #تاریکخانه ای و مبهم، ترکیه از ما شکایت کرد که محکوم به پرداخت جریمه ۲ میلیارد دلاری شدیم.

۴⃣ قراردادهای جدید نفتی موسوم به IPC با اعتراض متخصصان روبرو شد و وزیر نفت با وجود هتاکی و نفی اولیه انتقادها، بعد ها مجبور شد بگوید ۱۵۰ ایراد در متن این قراردادها را برطرف کردیم. اما ابهامات برخی جدی سر جای خود باقی است که در برخی مفاد منتشر شده قرارداد با توتال به چشم می آید. ( http://qudsonline.ir/news/413544/ )

۵⃣ از جمله آن ابهامات، سهم ۵۰/۱ درصدی توتال از پروژه در مقالب سهم ۱۹/۹ درصدی ایران (شرکت #پتروپارس که آن هم برای خود سابقه و داستان جداگانه ای دارد) می باشد که قطعا ناقض حق حاکمیت و استقلال ملی است؛ آن هم نسبت به شرکتی که سابقه نقض قرارداد بدون جبران خسارت دارد؟ این بار کدام تضمین برای جریمه طرف بدعهد گرفته شده است؟ گفتنی است طبق تفسیر شورای نگهبان بر اصل ۸۱ قانون اساسی، واگذاری پروژه به شرکت های خارجی تنها در حد کمتر از پنجاه‌ درصد مجاز است.

۶⃣ چرا در واگذاری یک پروژه بزرگ دولتی ، قانون برگزاری #مناقصه با حضور متقاضیان و رقبای مختلف داخی و خارجی که موجب اختیار عمل بیشتر دولت و پایین آمدن هزینه ها می شود، زیر پا گذاشته شده است؟ قبیل این اتفاق در برخی واگذاری های شبه رانتی و آلوده به زد و بند، در دولت اصلاحات اتقاق افتاد که بیژن زنگنه را حتی با اعتراض نمایندگان اصلاح طلبی مانند کهرام و میدری و (مرحوم) رشیدیان و رضازاده و اعلمی و… در #مجلس_ششم روبرو کرد. محتشمی پور رئیس فراکسیون اصلاح طلبان در آن زمان، مدیریت زنگنه را فاجعه خواند و بعد ها گفت هرکه را اسرار حق آموختند/ مهر کردند و دهانش دوختند!

۷⃣ چرا متن قرارداد منتشر نمی شود؟ اینکه قرارداد فروش گاز نیست که بخواهند مانند ماجرای کرسنت و فروش گاز به ترکیه #محرمانه تلقی کنند.

:red_circle: با انبوهی از ابهامات موجود درباره طرفین قرارداد و محتوای آن، شما بفرمایید که چرا نباید نگران سرنوشت ماجرا نباشیم. آیا کرسنت ها ی تازه ای در راه است؟
#شفافیت

[ad_2]

لینک منبع