#مناسبتی / به مناسبت فتح #آندلس توسط مسلمانان(92ق)

[ad_1]

#مناسبتی / به مناسبت فتح #آندلس توسط مسلمانان(92ق)

? #درس و #عبرت آندلس در سال های پایانی قرن اول هجری فتح گردید و به یک سرزمین اسلامی تبدیل شد و پس از هشتصد سال از دست مسلمین خارج گشت، به گونه ای که اکنون فقط ۸/۰ درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند. این ظهور و غروب اسلامی در یک کشور اروپایی […]

? #درس و #عبرت

آندلس در سال های پایانی قرن اول هجری فتح گردید و به یک سرزمین اسلامی تبدیل شد و پس از هشتصد سال از دست مسلمین خارج گشت، به گونه ای که اکنون فقط ۸/۰ درصد جمعیت آن را مسلمانان تشکیل می دهند.

این ظهور و غروب اسلامی در یک کشور اروپایی در بردارنده #درس ها و #عبرت های فراوانی برای مسلمانان امروز و به ویژه برای مردم مسلمان و انقلابی #ایران می باشد.

فتح آندلس مسیحی توسط مسلمانان برای مسیحیان بسیار گران تمام شد و بر همین اساس، فکر شکست دادن مسلمین، لحظه ای از سر زمام داران مسیحی خارج نگشت. شکست راهبردهای مختلف مسیحیان علیه مسلمانان، آنها را به سمت گشودن جبهه فرهنگی و ترویج فساد، فحشا و بی بندو باری سوق داد.

راهبرد آن ها شامل سه مرحله بود:

مرحله اول: تبلیغ و ترویج افکار و اندیشه های مسیحیت با هدف ایجاد تزلزل در عقاید جوانان مسلمان و سست نمودن آنان در پایبندی به احکام دینی.

مرحله دوم: نفوذ در امر حیاتی و مهم تعلیم و تربیت جوانان مسلمان از طریق گرفتن امتیاز باز کردن مدارس مجانی با هدف تعلیم مطالب انحرافی و القای شبهات در جوانان مسلمان.

مرحله سوم: توسعه روابط تجاری با مسلمین با هدف ترویج فساد و بی بند و باری در زمام داران و به ویژه جوانان مسلمان اندلس.

نتیجه مراحل سه گانه مذکور که جملگی یک راهبرد اساسی برای فروپاشی اندلس اسلامی و خارج کردن این سرزمین از دست مسلمانان بود، تخدیر افکار و اندیشه های مسلمانان بود.

وضعیت فرهنگی اجتماعی ایجاد شده در اندلس اسلامی، این گونه در کتاب «غروب آفتاب در اندلس» تشریح شده است:

۱⃣ می خوارگی که در گذشته در میان مردم عیاش اندلس به طور خفا انجام می شد، یک عمل عمومی و علنی گردید و چون طبقه تحصیل کرده و به اصطلاح روشن فکر مردم اندلس آن روز در این عمل پیش قدم بودند، لذا شراب خوارگی و می گساری کردن نشانه تجدد و روشن فکری گردیده و هر کس از این عمل اجتناب می کرد، کهنه پرست و خرافی نامیده می شد.

۲⃣ جوانان می گسار و بی بند و بار، روش پدران خود را حقیر شمرده و آنان را نادان و احمق ودور از تمدن خواندند.

۳⃣ لباس ساده خود را که نشانه صبر و تحمل و کار و فعالیت و کوشش بود از تن در آورده و لباس حماقت و تکبر و زشت سیرتان، یعنی جامه تن پروری را به تن کردند.

۴⃣ مسجد و جوامع مذهبی در انحصار پیرمردان و پیرزنان در آمد و جوانان را با مسجد و نماز سرو کاری نبود.

۵⃣ دختران زیبا و طناز اروپایی که در همه جا مأمور دلربایی از جوانان مسلمان بودند با دقت هر چه تمامتر ماموریت خود را انجام دادند و در نتیجه جوانان مسلمان تا نیمه های شب در گوشه مهمانخانه ها به سر بردند.

بین جامعه امروز و آندلسی که از دست مسلمانان خارج شد شباهتی نمی بینید؟؟!!
 آیا آندلسی دیگر در راه نیست؟؟!!
هوشیار باشیم…

[ad_2]

لینک منبع

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

[ad_1]

زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب / حاج آقا سیدجواد تبریزی

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند. آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد. ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل […]

آیت الله سید جواد حسینی خامنه‌ای (۱۲۷۳–۱۴ تیر ۱۳۶۵) مشهور به حاج آقا سیدجواد تبریزی روحانی شیعه ایرانی و پدرآیت الله سید علی خامنه‌ای رهبر انقلاب بودند.

آیت الله سید جواد خامنه‌ای در نجف اشرف متولد شد و اصالت ایشان به خامنه در آذربایجان بر می‌گردد.

ایشان در سه سالگی به همراه پدرش به تبریز و سپس به مشهد نقل مکان کرد و در آنجا سکنی گزیدند.

رهبری در ضمن بیان نخستین خاطره هاى زندگى خود از وضع و حال زندگى خانواده شان چنین مى گویند: «پدرم روحانى معروفى بود، امّا خیلى پارسا و گوشه گیر… زندگى ما به سختى مى گذشت. من یادم هست شب هایى اتفاق مى افتاد که در منزل ما شام نبود! مادرم با زحمت براى ما شام تهیّه مى کرد و… آن شام هم نان و کشمش بود.

«منزل پدرى من که در آن متولد شده ام، تا چهارـ پنج سالگى من، یک خانه ۶۰ ـ ۷۰ مترى در محّله فقیر نشین مشهد بود که فقط یک اتاق داشت و یک زیر زمین تاریک و خفه اى! هنگامى که براى پدرم میهمان مى آمد (و معمولاً پدر بنا بر این که روحانى و محل مراجعه مردم بود، میهمان داشت) همه ما باید به زیر زمین مى رفتیم تا مهمان برود. بعد عدّه اى که به پدر ارادتى داشتند، زمین کوچکى را کنار این منزل خریده به آن اضافه کردند و ما داراى سه اتاق شدیم.»

رهبرانقلاب از دوران کودکى در خانواده اى فقیر امّا روحانى و روحانى پرور و پاک و صمیمی، اینگونه پرورش یافت و از چهار سالگى به همراه برادر بزرگش سید محمد به مکتب سپرده شد تا الفبا و قرآن را یاد بگیرند. سپس، دو برادر را در مدرسه تازه تأسیس اسلامى «دارالتعّلیم دیانتى» ثبت نام کردند و این دو دوران تحصیل ابتدایى را در آن مدرسه گذراندند.

حال به زندگی آیت الله سید جواد خامنه ای پدر رهبر انقلاب می پردازیم:

آیت الله حاج سید جواد خامنه ای در جمادی الآخر ۱۳۱۳ در نجف اشرف به دنیا آمد. دو سه ساله بود که در بازگشت خانواده به آذربایجان به تبریز آمد. دوران نوجوانی را در جریان رخداد های نهضت مشروطه گذراند. جنگ های محله امیر خیز، شهادت ثقه الاسلام و جنازه به دار کشیده او در روز عاشورا، سخنرانی های پرشور  و بلند شوهر خواهر خود، شیخ محمد خیابانی را که گاه تا ۴ ساعت ادامه می یافت از نزدیک دید.

وی علوم مقدماتی را در مدارس تبریز خواند. حدود ۹ ماه در مشهد توقف کرد و سپس به تبریز بازگشت. در این مدت مادرش از دنیا رفته بود. گفته می شود در این زمان شاهراه (جاده تهران به مشهد) نا امن بود و راهزن های منطقه استر آباد مدام در تاخت و تاز به این جاده بودند.

سید جواد به بادکوبه رفت و از طریق بحر خزر راهی عشق آباد شد و از آن صوب به خراسان رسید. وی در مشهد نزد آقایان حاج سید حسن قمی، میرزا محمد آیت الله زاده خراسانی، حاج فاضل خراسانی و میرزا مهدی اصفهانی تلمذ کرد.

سید جواد در سال ۱۳۴۵ ق و در نخستین سال از سلطنت رضا شاه، راه نجف اشرف را پیش گرفت تا اندوخته های خود را کامل کند. پس از ۶ سال در بازگشت به ایران راه به سوی نجف گشود. در آستانه چهارمین دهه زندگی خود بود که با ضایعه مرگ همسر که سه فرزند دختر از او به یادگار داشت رو به رو شد.

آیت الله سید جواد خامنه ای در مشهد به عنوان یک مجتهد  و عالمی صاحب نظر به تشکیل حوزه تدریس اقدام نکرد. وی شاگردان خصوصی و گاه موقت داشت که غیر از فرزندان، می توان از حاج میرزا نصرالله شبستری از روحانیون تبریز و حاج میرزا حسین زاده عبایی از علمای مشهد یاد کرد. و نمار صبح را با اندکی تاخیر و نیز تانی می خواند از این رو مامومین خاص داشت. وی مقید به تشرف به حرم رضوی و زیارت امام رضا (ع) بود. این آداب حتی هنگامی که مبتلا به بیماری چشم شد و مدتی دچار نابینایی گردید، با کمک پسرانش ادامه داشت. معالجات بعدی توانست یک چشم او را بینا نگه دارد.

وی بسیار ساده زیست، قانع و زاهد بود و دلبستگی دنیوی نداشت. به نظر می رسد تن دادن به این نوع زندگی، نه از سر اجبار بلکه یک انتخاب بود و چون همسر او نیز به این گزینش زندگی احترام می گذاشت.

آیت الله سید جواد خامنه ای را نمی توان مرد سیاست و مبارزه به مفهومی که امروز تصور می شود نامید. وی پا به این عرصه نگذاشت و ادعای آن را هم بر زبان نراند. ایشان امام خمینی را از نزدیک دیده و با ایشان آشنا شده بود.؛ بلکه می توان گفت او با حاج آقا روح الله رفاقت داشت.

آشنایی آنها احتمالا به اوایل دهه چهل قمری، یعنی پیش از سفر علمی حاج سید جواد به نجف می رسد. آقای خمینی در یکی از سفرهای زیارتی خود به مشهد، میهمان حاج شیخ علی اکبر نوغانی بود. آقای نوغانی مقدمات دیدار آنها را فراهم کرد و حاج سید جواد به همراه حاج سید هاشم، پدر زن خود به دیدار حاج آقا روح الله رفتند. جدابیت منش و متانت و سلوک امام خمینی همواره در یاد و ضمیر حاج سید جواد باقی بود و از آن یاد می کرد.

با آغاز نهضت امام خمینی و ورود پسران حاج سید جواد به صحنه مبارزه با حکومت پهلوی، خانواده خامنه ای در مشهد تحت مراقبت و گاه فشار قرار گرفت. گاه سه پسر او پشت میله ها به سر می بردند. در نیمه دهه چهل رفت و آمد اجباری سید علی خامنه ای به شهربانی و ساواک فزونی گرفت. از این رو از دی ماه سال ۱۳۴۵ ش ساواک به دنبال تهیه “بیوگرافی ملصق به عکس” آیت الله سید جواد خامنه ای بود و از شهربانی خراسان خواست تا این کار را انجام دهد. مامور شهربانی پس از مراجعه به حاج سید جواد دست او را بوسیده و از او می خواهد با دو قطعه عکس به اطلاعات شهربانی بیاید. اما پاسخی که دریافت می کند این است: مرا با شهربانی کاری نیست، من با شهربانی سر و کاری ندارم.

 این درخواست ساواک تا حدود ۴ سال بعد به تعویق افتاد تا این که حاج سید جواد تهدید شد “در صورتی که از تنظیم بیوگرافی و تسلیم عکس خودداری کند قهرا برای وی عواقب ناراحت کننده ای دارد” تهدید ها موثر افتاد و آیت الله سید جواد خامنه ای با بی حوصلگی به ۱۹ سوال از ۲۲ سوال برگه مشخصات در حد یک، دو یا سه کلمه پاسخ داد.

نزدیکان حاج سید جواد درباره او گفته اند که وی بسیار مطالعه می کرد. موضوع کتاب های مورد علاقه او فقه، اصول، حدیث، تفسیر، رجال، سپس کتابهای تاریخی و دیگر موارد بود. وی خلق و خوی و سلوک مدرسه ای داشت. این ویژگی چه بسا از تاثیرات دوران تحصیل طولانی و تنهایی در حجره ها نشات می گرفت.

او پیکری لاغر اما سالم داشت. کم غذا می خورد. بسیار قناعت پیشه بود و گذر زمان نیز کیفیت معیشت او را دچار دگرگونی نکرد. آیت الله سید محمد علی قاضی طباطبایی وقتی در سال ۱۳۵۱ ش به مشهد رفت، هنگام ملاقات با آیت الله سید جواد خامنه ای خطاب به فرزندان وی گفت: “من ۴۰ سال قبل همراه پدرم از تبریز به مشهد آمدم و برای دیدن آقا، سری به ایشان زدم. آقا در ۴۰ سال پیش همان جای نشسته بود که الان نشسته و من همان جایی نشستم که پدرم نشسته بود و این اتاق و این خانه کمترین تغییری نکرده است.

آیت الله سید جواد خامنه ای از بانو خدیجه میر دامادی دارای چهار پسر و یک دختر شد. سید محمد، سید علی، بدر السادات، سید هادی و سید محمد حسن. او پس از ۹۳ سال زندگی در ۱۴ تیر ۱۳۶۵ درگذشت و در توحید خانه ” رواق پشت سر مرقد امام رضا “ع” رخ در نقاب خاک کشید.

[ad_2]

لینک منبع

چرا حصر سران فتنه باید ابدی باشد؟!!

[ad_1]

چرا حصر سران فتنه باید ابدی باشد؟!!

از سال ۸۸ تا کنون گاه و بی گاه حرف و حدیث هایی از این سو و آن سو پیرامون رفع حصر سران فتنه شنیده می شود. حرف و حدیثی که یادآور خون خواهی طلحه و زبیر برای عثمان است. با اینکه طلحه و زبیر در مرگ عثمان بیشترین نقش را داشتند ولی خون خواهی […]

از سال ۸۸ تا کنون گاه و بی گاه حرف و حدیث هایی از این سو و آن سو پیرامون رفع حصر سران فتنه شنیده می شود.
حرف و حدیثی که یادآور خون خواهی طلحه و زبیر برای عثمان است. با اینکه طلحه و زبیر در مرگ عثمان بیشترین نقش را داشتند ولی خون خواهی عثمان را بهانه ای برای تحت فشار گذاشتن حضرت علی و امتیاز گیری ، قرار دادند که نهایتا با جنگ جمل این قضیه فیصله یافت.

فارغ از انگیزه های سیاسی طرح این بحث ، سوالی که به ذهن می رسد این است که سرنوشت این افراد بعد از رفع حصر چه خواهد شد؟

مطمئنا عاقلانه ترین و عادلانه ترین جواب چه از منظر مخالف و موافق چیزی جز برگزاری دادگاه صالحه ی اسلامی و محاکمه سران فتنه نمی باشد.
محاکمه ای که می تواند احکامی مختلف از حبس های بلند مدت و حبس ابد و اعدام و … در پی داشته باشد.
اما مسئله ی اصلی نه در اصل محاکمه بلکه در پذیرش نتیجه ی محاکمه است.
آیا سران فتنه و اصلاح طلبان نتیجه محاکمه را خواهد پذیرفت و تسلیم حکم نهایی دادگاه خواهند شد؟

این در حالی است که در انتخابات ۸۸ هیچ کدام از سران فتنه و اصلاح طلبان نه نظر شورای نگهبان را قبول داشتند و نه فصل الخطابی رهبری را به رسمیت می شناختند و یک لحظه هم دست از فتنه انگیزی برنداشتند و از تمامی ابزار های داخلی و خارجی نهایت استفاده را کردند..
با توجه به این که سران فتنه و اصلاح طلبان در سال ۸۸ هیچ یک از ساختار های نظام و رهبری را قبول نداشتند و در عوض به اردو کشی خیابانی و آشوب طلبی پرداختند ، چه تضمینی وجود دارد که رای صادره از دادگاه اسلامی را قبول کنند و تسلیم رای دادگاه بشوند؟
چه تضمینی وجود دارد که پس از صدور رای قطعی دادگاه بار دیگر به بهانه ناعادلانه بودن رای دادگاه بار دیگر فتنه انگیزی نکنند و با تحریک احساسات مردم آشوب گری نکنند؟

با گذشت ۸ سال از فتنه ۸۸ هنوز سران فتنه و اصلاح طلبان به اشتباه بودن اقدامات خود نظیر عدم پیگیری از مراجع رسمی نظام و عدم تبعیت از رهبری اعتراف نکرده اند.

با این وجود برگزاری دادگاه در صورتی که رای نهایی اش باب میل اصلاح طلبان نباشد ، نتیجه ای جز فتنه انگیزی و به آشوب کشیدن وضعیت کشور نخواهد داشت. به خصوص که احتمال کشیده شدن پای سایر سران اصلاح طلبان همچون م.خ و … به پای میز محاکمه دور از انتظار نیست.
با این اوصاف فعلا جهت جلوگیری از فتنه های دیگر و حفظ امنیت و آرامش کشور ، “حصر ابد” بهترین راه کار برای برخورد با سران فتنه می باشد.

[ad_2]

لینک منبع

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال 1365 را فراموش نخواهد کرد

[ad_1]

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال 1365 را فراموش نخواهد کرد

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ را فراموش نخواهد کرد زیرا در این روز دلاوران صحنه نبرد در یک حمله قهرمانانه در عملیاتی به‌نام «یا ابوالفضل العباس» در جبهه‌های جنوب حماسه آفریدند و مهران را از اسارت آزاد کردند. «یا ابوالفضل العباس(ع) ادرکنی» رمز آغاز عملیاتی به وسعت دشت پرندگان خونین بالی بود که پروازشان […]

تاریخ هرگز دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ را فراموش نخواهد کرد زیرا در این روز دلاوران صحنه نبرد در یک حمله قهرمانانه در عملیاتی به‌نام «یا ابوالفضل العباس» در جبهه‌های جنوب حماسه آفریدند و مهران را از اسارت آزاد کردند.

«یا ابوالفضل العباس(ع) ادرکنی» رمز آغاز عملیاتی به وسعت دشت پرندگان خونین بالی بود که پروازشان در شب دهم تیر ماه سال ۶۵ مهران را از لوث وجود دشمن بعثی آزاد کرد.

ارتفاعات «قلاویزان»،«کله قندی» و شهرکهای «منصورآباد»،«هرمزآباد» و«امامزاده سید حسن» (ع) هنوز هم پس از ۲۲ سال از زمان انجام این عملیات غرورآفرین، این ندای مقدس را در جای جای خود حفظ کرده‌اند.

انگار همین دیروز بود که شهید رضا دستواره، قیصر موسی بیگی، رحمان حسینی و حمیدرضا دستگیر شیردل و اسلحه به دست با فریاد یا ابوالفضل قلب دشمن غدار را نشانه رفتند و آنان را از سرزمین مهربانیها (مهران) بیرون راندند.

این پیروزی تا بدان حد اهمیت داشت که امام راحل در آن روز فرمودند،«مهران را هم خدا آزاد کرد» و این همان جمله‌ای بود که بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پس از فتح«خونین شهر» بر زبان جاری کردند.

اشک شوق در چشم‌های همگان حقله زده بود و پیر و جوان و زن و مرد این دیار خندان و خوشحال به شادی و پایکوبی برآمدند تا پیروزی دلاورمردانشان را جشن بگیرند. روزهای خوب پیروزی، روزهای شیرین افتخارآفرینی، روزها و لحظات بیادماندنی از عشق و ایثار و شهامت هر لحظه‌اش دنیایی شادی را در جانها به ودیعه می‌گذارد.

توصیف لحظه لحظه آن روزها، آن خاطرات خوب پیروزی همه‌ عشق است و شوق و غرور که نشان از تاریخ پر اقتخار مردان این سرزمین دارد. مهران، سرزمین مهر و مهربانی، دیار جانبازی و جان دادگی، مشهد شهیدان، مامن مردی و مردانگی، ماندگارترین نام در تاریخ مردم ایلام و ایران است.

مهران، دیار عشق بازی و جانبازی دهها رزمند سرافراز اسلام که دست در دست هم دادند و در برابر گلوله‌های دشمن ایستادند، تا رژیم غاصب صدام نتواند یک ذره از این خاک را به اسارت گیرد.

نخلهای سوخته‌اش گواه است، دهها لاشه تانک که در مسیر جاده ایلام – مهران بر روی سکوهایی چشم انداز جاده را همچون تصویر از سالهای جنگ و دفاع مقدس در ذهن‌ها ترسیم می‌کند خود گویای لحظات تلخ و شیرین سالهای دفاع مقدس در این دیار است. هنوز هم هر روز از خاک پر گهر این دیار در منطقه عملیاتی «شرهانی»، در دشت‌های پر مین منطقه مرزی مهران و دهلران، در میان سنگرهای تخریبی، گوهری بی نام و نشان از خاک بیرون می‌آید.

آزادسازی مهران چنان غافلگیرکننده و مهم بود که رسانه‌های غربی آن روز بلافاصله آن را به منزله شکست و پایان راهبرد دفاع متحرک عراق توصیف کردند.

خبرگزاری فرانسه در گزارشی در این مورد اعلام کرد: ناظران در خلیج فارس عقیده دارند که اشغال مهران توسط قوای ایرانی، شکست پذیری رژیم عراق به ویژه راهبرد نظامی جدید آن موسوم به دفاع متحرک را به اثبات رساند. عملیات آزادسازی شهر راهبردی مهران در ساعت ۲۲ و ۳۰ دقیقه دهم تیرماه سال ۱۳۶۵ در منطقه‌ای به گستره ۱۷۵ کیلومتر مربع در دو محور جاده ایلام – مهران و جاده دهلران – مهران آغاز شد.

در این عملیات ارتفاعات «حمرین» و جاده‌های مهم مهران به ایلام و مهران به دهلران از تصرف و شعاع تیر رس دشمن خارج شد و پاسگاه‌های مرزی و شهرهای «بدره»،«زرباطیه» و جاده‌های تدارکاتی عراق نیز برای قوای بعث ناامن شد. عملیات کربلای یک علاوه بر شهر مهران به آزادسازی ارتفاعات قلاویزان، روستاهای اطراف و شهرکهای «منصور آباد»،«هرمز آباد»،«بهروزان»،«قلعه کهنه»،« فیروزآباد» و«فرخ آباد» منجر شد.

علاوه بر این پاسگاه‌های عراقی «تعان»، «محمد قاسم» و «دراجی» نیز به تصرف رزمندگان اسلام درآمد.

در این عملیات نظامی ۳۹گردان از یگانهای عمل‌کننده رزمی، زرهی و مهندسی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دلاورانه با دشمن بعثی پیکار کردند. نیروهای سپاه اسلام در عملیات آزادسازی مهران در مجموع موفق به انهدام دو تیپ ۴ و ۵ گارد ریاست جمهوری عراق، تیپهای ۴۳۳ از لشکر ۱۷،۵۰۷،۶۶کماندویی، ۳۵،۹۳، ۱۱۳ ، ۷۱، ۷۲ از لشکر ۳۵ و دو گروهان پیاده این کشور بین ۵۰ تا ۱۰۰ درصد شدند.

همچنین در این عملیات تیپ ۳ گارد زرهی ریاست جمهوری، یک تیپ کماندویی ویژه، تیپهای ۷۰ زرهی، ۵۹، ۵۰۱، ۹۵ و ۲۴ مکانیزه از لشکر ۱۰ و گردانهای ۲۲۸ ، ۵۳ ، ۴۴۷توپخانه، گردان ۶ زرهی و… به میزان قابل توجهی منهدم شدند.

در عملیات کربلای ۱ همچنین بیش از ۹ هزار نفر از قوای بعثی کشته و زخمی شدند و بیش از هزار و ۲۰۰نفر نیز به اسارت رزمندگان اسلام درآمدند. در این عملیات در مجموع هزار و ۱۷۰دستگاه انواع تانک، نفربر و خودرو دشمن منهدم شد و بیش از ۲۰۰ دستگاه از این ادوات و هزاران قبضه سلاح سبک و نیمه سنگین نیز به غنیمت نیروهای خودی درآمد.

در پایان این عملیات و با آزادسازی مهران و ارتفاعات مهم منطقه، چشم اندازهای جدیدی از ناتوانی در موضع آفندی (تهاجمی) و پدافندی (دفاعی) دشمن بوجود آمد که در نهایت منجر به تضعیف روحیه قوای بعثی در دیگر جبهه‌های نبرد شد.

با توجه به قرار داشتن مهران در مرکز جبهه‌های جنگ و فاصله کم آن با بغداد، این شهر برای عراق در میان مناطق در اشغال دشمن از اهمیت خاص سیاسی و تبلیغی برخوردار بود زیرا حفظ آن برای صدام به عنوان جبران شکست جبهه فاو و افزایش روحیه سربازانش جنبه حیاتی داشت.

حافظه تاریخ این دیار، آن همه دلدادگی به رهبر و سرزمین و میهن را از یاد نخواهد برد ولی با این همه، برای گرامیداشت سالروز آزادسازی مهران خبری از تهیه برنامه های تلویزیونی نیست و شاید علت فراموشی چنین روزی عدم ثبت آن در تقویم رسمی ایران باشد زیرا شاید حافظه برنامه سازانی که با مراجعه به تقویم برنامه ها را برای رسانه ملی تهیه می کنند، برای گرامیداشت چنین روزی یاری نکند و اینجا همت مسئولان مربوطه و بنیاد حفظ آثار و ارزشهای دفاع مقدس است که اقدام به ثبت چنین روزی کنند و یاد آن را گرامی بدارند.

[ad_2]

لینک منبع